| واپسین نوشته های انجمن | |||
|
|||||||
![]() |
|
|
ابزارهاي جستار | شیوه ی نمايش |
|
|
#1 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
سلوك من از « الحاد » به « خدا باورى »
گفت وگوى « گرى هابرمس » با « آنتونى فلو » - فيلسوف تحليلى معاصر ترجمه ناصرالدين على تقويان ![]() آنچه در پى مى آيد مصاحبه اى اختصاصى است كه در شماره زمستان ۲۰۰۵ - نشريه «انجمن فلسفى - انجيلى» ( Philosophia Christi ) به چاپ رسيده است. Philosophia Christi يكى از بهترين نشريات ادوارى در زمينه فلسفه دين در دنياست. پروفسور آنتونى فلو (Anthony Flew) ۸۲ ساله، ملحد و فيلسوف مشهور انگليسى است و براى دهه ها نماد و قهرمان بى ايمانان بوده است. تغيير ديدگاه هاى او ازالحاد به سمت خدا باورى، خبر بسيار مهمى است، نه تنها از جهت سلوك شخصى اش بلكه از جهت نيروى اقناعى ِ براهينى كه خداباوران مدرن همواره براى مقابله با طبيعت گرايى ملحدانه به كار مى برده اند. مصاحبه گر دكتر گرى هابرمس (Gary Habermas) است، فيلسوف و مورخى پركار از دانشگاه ليبرتى كه بارها با فلو به بحث نشسته است.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#2 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
پرسش های جدی و بزرگ
آنتونى فلو و گرى هابرمس ، در فوريه ۱۹۸۵ در دالاس، تگزاس با هم ملاقاتى داشتند. مناسبت آن ملاقات مجموعه مباحثاتى ميان ملحدان و خداباوران با شركت بسيارى از فيلسوفان پرنفوذ، دانشمندان و ديگر فرهيختگان بود. اندك زمانى بعد، در مى ،۱۹۸۵ فلو و هابرمس در دانشگاه ليبرتى پيش چشمان جمعيت فراوانى به مناظره پرداختند. موضوع مناظره آن شب، تجديد حيات (Resurrection) عيسى بود. فلو ، گر چه به تحقيق برجسته ترين ملحد فلسفى جهان بود، اما به نحو خيره كننده اى نيز عنوان يكى از مهم ترين مفسران فلسفى درباره موضوع معجزات را نيز به دست آورده بود. هابرمس نيز متخصص موضوع تجديد حيات عيسى بود. از اين رو گفت وگوى آنان درباره سنديت تاريخى اين آموزه محورى مسيحيت پيامد طبيعى پژوهش هاى آنان بود. در طول بيست سال پس از آن، فلو و هابرمس دوستى شان را گسترش دادند، بارها و بارها به يكديگر نامه نوشتند، اغلب با هم گپ مى زدند و درباره تجديد حيات بارها گفت وگو مى كردند. در آوريل ۲۰۰۰ در مناظره اى زنده در شبكه تلويزيونى Inspiration شركت كردند كه جان انكربرگ، مجرى و ميانجى آن بود. در ژانويه ۲۰۰۳ نيز در دانشگاه ايالتى پلى تكنيك كاليفرنيا بازهم درباره تجديد حيات به گفت وگو نشستند. در خلال چند مكالمه تلفنى كه اندكى پس از آخرين گفت وگوشان داشتند، فلو به هابرمس توضيح داد كه دارد متوجه خداباور شدن خود مى شود. در حالى كه فلو در آن زمان موضعش را تغيير نداد، اما نتيجه گرفت كه برخى ملاحظات فلسفى و علمى، او را وادار به نوعى بازانديشى جدى مى كند. او در توصيف موضعش مى گويد كه نوعى موضع الحادى است كه اكنون با پرسش هاى جدى و بزرگى مواجه است.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#3 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
پروفسور فلو : خداباوری بر حق است
یک سال پس از آن، در ژانويه ،۲۰۰۴ فلو به هابرمس اطلاع داد كه عملاً تبديل به يك خداباور شده است. او درحالى كه هنوز مفهوم وحى خاص را، چه مسيحى، چه يهودى و چه اسلامى، رد مى كرد، با وجود اين بدانجا رسيد كه خداباورى برحق است. به گفته فلو، او فقط «بايد به جايى مى رفت كه شواهد و مستندات او را مى برد». مصاحبه حاضر در اوايل ۲۰۰۴ انجام شد و پس از آن در ادامه سال، هر دو طرف بحث به جرح و تعديل آن پرداختند. در اين مباحثه برآن بوديم كه فلو را درگير موضوعاتى سازيم كه نمايانگر حركت او از الحاد به خداباورى باشد. هدف اصلى اين گفت وگو تعقيب جزئيات و تفاصيل هر موضوع خاص نبود، بنابراين از بسيارى مسائل كه انبوهى از ديگر پرسش ها را پيش مى كشيد، پرهيز كرديم. با كمال تأسف، اين مسائل را اغلب با حسرت ناديده انگاشته اما براى فرصتى ديگر آماده نگه داشته ايم. همچنين در اقناع يكديگر نيز نكوشيده ايم. هدف يگانه ی ما تنها كاوش در گزارش دادن از موضع جديد فلو است، و از اين رو او اجازه داشته كه وجوه گوناگون سلوكش را تبيين كند. به نظر ما اين به خودى خود هدفى ارزشمند است. در كنار آن، فايده ديگرى نيز رخ نمود، چرا كه فلو لحظات گوناگونى از كودكى، مطالعات زمان دانشجويى و حرفه اش را به ياد آورد : هابرمس: تونى، چندى پيش به من گفتى كه به وجود خدا ايمان آورده اى. توضيحى درباره اش دارى؟ فلو: خوب، البته من به خداى هيچ نظام وحيانى ايمان ندارم، گرچه در برابر آن ذهنى گشوده دارم. اما به نظر من اين ايمان در مورد خدايى ارسطويى كه ويژگى هايى نظير قدرت و نيز عقل دارد، اكنون قوى تر از هر زمانى در گذشته است. اكويناس مواد خام خود را براى ارائه پنج روش خود در اثبات وجود خدا از ارسطو گرفت. اكويناس به گونه اى نسبتاً مستدل اين مواد را اخذ كرد تا وجود خداى مسيحى رااثبات كند. اما خود ارسطو هيچ گاه تعريفى از واژه «خدا» به دست نداد، كه اين البته واقعيتى عجيب است. اما اين مفهوم هنوز نيز به نحوى بنيادين در سرخط پنج روش اكويناس جاى دارد. به نظر من، از وجود خداى ارسطو، نمى توان چيزى درباره رفتار انسان استنتاج كرد. بنابراين، آنچه ارسطو بايد درباره عدالت مى گفت (البته عدالت آن گونه كه پدران بنيانگذار جمهورى آمريكايى درك مى كردند نه عدالت «اجتماعى» در ديدگاه جان رالز) مى بايست تصورى بسيار انسانى تر مى بود، و او مى انديشيد كه اين تصور از عدالت آن چيزى است كه بايد بر رفتار انسان هاى منفرد در ارتباطشان با ديگران حاكم باشد.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#4 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
حرکت بسوی خداباوری ِ توحیدی
هابرمس: يك بار به من گفتى كه ديدگاه تو را مى توان خداباورى طبيعى (Deism) ناميد. آيا فكر مى كنى اين نامگذارى منصفانه است؟ فلو: بله، دقيقاً. اعتقاد خداباوران طبيعى مانند تامس جفرسن كه پيش نويس اعلاميه استقلال آمريكا را تهيه كرد اين بود كه در حالى كه عقل، بيشتر در شكل براهينى ساخته و پرداخته شده ما را از وجود خدايى مطمئن مى سازد، اما ديگر جايى نه براى هيچ وحى فراطبيعى اى از سوى آن خدا باقى مى ماند و نه براى هيچ تعاملى ميان آن خدا و انسان هاى منفرد. هابرمس: مى توانى كمى درباره « گشودگى » ات در برابر مفهوم وحى توحيدى توضيح دهى؟ فلو: بله، من در برابر آن مفهوم، ذهنى گشوده دارم، اما شيفته وحى از جانب خدا نيستم. در وجه ايجابى آن، براى مثال، من بسيار شيفته تفسير جرالد شرودر فيزيكدان از بخش اول سفر تكوين در عهد عتيق هستم. اينكه اين تفسير از كتاب مقدس مى تواند به لحاظ علمى درست باشد، اين امكان را تقويت مى كند كه خود آن وحى است. هابرمس: تو از روى لطف و مهربانى اشاره كردى كه مباحثات و گفت وگو هاى ما در حركت تو به سوى خداباورى توحيدى (Theism) مؤثر بوده است. توگفتى كه اين تأثير اوليه تا حدى در ارائه اين نظر تو سهيم بوده است كه تلاش هاى طبيعت گرايانه هرگز نتوانسته اند «به نحوى پذيرفتنى درباره اينكه مولكول هاى پيچيده چگونه از موجوداتى بسيط پديد آمده اند؟ حدسى بزنند». سپس در مقدمه ی به تازگى بازنويسى شده خود بر چاپ جديد كتاب معروفت، خدا و فلسفه، مى گويى كه نسخه اوليه آن كتاب اكنون ديگر منسوخ است. تو در استدلال هاى خداباورانه به رگه هايى اشاره مى كنى كه قانع كننده به نظرت آمده اند، مانند برهان كيهان شناختى انفجار بزرگ، برهان نظم و برهان اتقان صنع. كدام يك از براهين وجود خدا را قانع كننده تر يافتى؟ فلو: به نظر من تأثيرگذارترين براهين وجود خدا آنهايى اند كه كشفيات علمى اخير پشتوانه آنهاست. من هرگز آنچنان متأثر برهان كيهان شناختى كلامى نبوده ام، و فكر نمى كنم به تازگى نيز چندان قدرتمند شده باشد. اما، به نظر من برهان اتقان صنع از زمانى كه اول بار با آن مواجه شدم بسيار قوى تر شده است. هابرمس: پس تو براهينى را كه از برهان كيهان شناختى انفجار بزرگ و برهان نظم منشأ مى گيرند دوست دارى؟ فلو: بله. هابرمس: همچنين چندى پيش به من گفتى كه برهان اخلاقى را چندان قانع كننده نمى دانى. درست است؟ فلو: درست است. در برهان اخلاقى، خدا را براى توجيه اخلاق وارد مى كنيم. با اين كار، خير اخلاقى را بيشتر به موضوعى كاملاً دور انديشانه تبديل مى كنيم تا خير فى نفسه (رجوع كنيد به گفت وگوى كلاسيكى كه در اتوفرون افلاطون در اين باره وجود دارد). هابرمس: بنابراين، تو برهان اخلاقى سى. اس لوييس (C. S. Lewis) را كه در كتاب Merely Christianity ارائه شده چندان تأثيرگذار نمى دانى؟ فلو: بله درست است. البته بايد اشاره كنم كه وقتى در دانشگاه بودم، تقريباً در تمام جلسات هفتگى باشگاه سقراطى سى. اس لوييس شركت مى كردم. تمام مدتى كه در آكسفورد بودم، اين جلسات را لوييس اداره مى كرد. من فكر مى كنم او در شصت سالى كه پس از تأسيس آن باشگاه گذشت قدرتمندترين مدافع مسيحى بوده است. حتى تا اواخر دهه ۷۰ نيز در آمريكا و در دست كم نيمى از كتابفروشى هاى دانشگاهى و دانشكده هاى علوم انسانى كه من از آنها بازديد مى كردم، دست كم يك قفسه بزرگ به آثار بسيار متنوع او اختصاص داده شده بود. هابرمس: با آنكه مخالف او بودى، آيا او را همكارى معقول و منطقى مى دانستى؟ فلو: بله قطعاً، خيلى زياد. مردى بسيار معقول و منطقى است.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#5 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,605
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 70
![]() |
بیخود است، این پروفسور فلسفه به خدای اسلام و مسیحیت باور ندارد كه هیچ، با انها دشمن هم هست. از سوی دیگر استدلال او بر وجود طرح اولیه در جهان است كه آنهم از كمبود دانش این فیلسوف ( و نه دانشمند) در زمینه فیزیك In a December 2004 interview he said: I'm thinking of a God very different from the God of the Christian and far and away from the God of Islam, because both are depicted as omnipotent Oriental despots, cosmic Saddam Husseins.[4] On several occasions, apparently starting in 2001, rumours circulated claiming that Flew had converted from atheism. Flew refuted these rumours on the Secular Web website.[5] In 2003, he signed the Humanist Manifesto III. In December 2004, an interview with Flew conducted by Flew's friend and philosophical adversary Gary Habermas was published in Biola University's Philosophia Christi, with the title Atheist Becomes Theist - Exclusive Interview with Former Atheist Antony Flew. Flew agreed to this title.[1] According to the introduction, Flew informed Habermas in January 2004 that he had become a deist,[1] and the interview took place shortly thereafter. Then the text was amended by both participants over the following months prior to publication. In the article Flew states that he has left his long-standing espousal of atheism by endorsing a deism of the sort that Thomas Jefferson advocated ("While reason, mainly in the form of arguments to design, assures us that there is a God, there is no room either for any supernatural revelation of that God or for any transactions between that God and individual human beings."). Flew states that certain philosophical and scientific considerations had caused him to rethink his lifelong support of atheism. Flew's conception of God as explained in the interview is limited to the idea of God as a first cause, and he rejects the ideas of an afterlife, of God as the source of good (he explicitly states that God has created "a lot of" evil), and of the resurrection of Jesus as an historical fact. He is particularly hostile to Islam, and says it is "best described in a Marxian way as the uniting and justifying ideology of Arab imperialism.[1] ---- I'm thinking of a God very different from the God of the Christian and far and away from the God of Islam, because both are depicted as omnipotent Oriental despots, cosmic Saddam Husseins بازگردان: من به خدای بسیار گوناگون از خدای مسیحی و بازگردان:بسیار دور از خدای <اسلام> می اندیشم، چون هردو ، چون مستبدان شرقی توانا بـر همه چیز كیهانی مجسم شده اند، مانند صدام حسین های كیهانی! He is particularly hostile to Islam, and says it is "best described in a Marxian way as the uniting and justifying ideology of Arab imperialism.[ او بویژه دشمن اسلام است و میگوید كه از اسلام میتوان با ادبیات ماركسیستی، بعنوان امپرالیسم عربی یاد كرد!! --------------------------------------------- این هم اقای پروفسور خداپرست شده ی شما كه توی دهان شما زده است!! •
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
|
|
|
#6 | |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
بازنوشت :
اولا موضوع این تاپیک ، بررسی : « از الحاد و کفر درآمدن این فیلسوف ملحد » و « به سوی خداباوری رفتن » ایشان است . نه یهودی و مسیحی و مسلمان شدن و ... ایشان . ثانیا این مطالبی که شما آورده اید ، مربوط به سال 2004 است ، در حالی که این مصاحبه و « نظریات جدید ایشان » در سال 2005 بوده است . ثالثا متن مصاحبه ی و نظریات جدید ایشان ، در « یک رسانه ی بسیار معتبر و معروف » به چاپ رسیده ، و شما اگر آن را با دقت و با هدف کشف حقیقت - و نه به منظور تحمیل عقیده ی جزم و ساکن ! 80 ساله ی خود بر آن ! - ملاحظه و مطالعه بفرمائید ، متوجه می شوید که ایشان خداباور شده اند. و نظریه ی جدید این فیلسوف 84 ساله ی ملحد ، تمام اعتبار و نظریات پوچ شما را باطل می کند .
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
|
#7 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
پروفسور آنتونی فلو :
اكنون به نظر من يافته هاى بيش از پنجاه سال پژوهش هاى DNA موادى را براى نوسازى و قدرت بخشيدن به برهان اتقان صنع (Argument from design ) * فراهم مى آورند. فلو: همه آثار و انديشه هاى فلسفى ام عميقاً تحت تأثير مطالعاتم در آن سالى است كه با مشاوره گيلبرت رايل، پروفسور آن زمان فلسفه دانشگاه آكسفورد و ويراستار مجله Mind، دوره تحصيلات تكميلى را مى گذراندم. همان سال بود كه اثر بسيار پرنفوذ او مفهوم ذهن (The Concept of Mind) نخستين بار به چاپ رسيد. در سال هاى ميان دو جنگ جهانى، مى شنيدم كه هرگاه روايت جديدى از برهان وجودى عرضه مى شد، گيلبرت بى درنگ خود را آماده ابطال آن مى كرد. عدم دلبستگى ابتدايى من به برهان وجودى زمانى به انزجار از آن تبديل شد كه با خواندن كتاب عدل الهى (Theodicy) لايب نيتس فهميدم كه او با يكسان انگاشتن مفهوم وجود (Bring) با مفهوم خير (كه خود آن نيز از يكسان انگاشتن مثال ايده خير با مثال ايده امر واقع در جمهورى افلاتون اخذ مى شود) نتيجه گرفته بود كه جهانى كه در آن ابديتى از عذاب و رنج براى بيشتر انسان ها مقدر شده «بهترين جهان ممكن» است. هابرمس: بنابراين از ميان براهين اصلى خداشناسى مانند برهان كيهان شناختى، غايت شناختى، اخلاقى و وجودى، تنها براهين به واقع تأثيرگذارى كه به نظر تو قاطع هستند، اشكال علمى برهان غايت شناختى است؟ فلو: بله كاملاً. به نظر من اين گونه مى رسدكه ريچارد داوكينز (Richard Dawkins) همواره اين واقعيت را ناديده مى گيرد كه خود داروين در بخش چهاردهم منشأ انواع، اشاره كرده است كه كل برهان او با موجودى آغاز مى شود كه از پيش داراى نيروى توليدمثل است. اين مخلوقى است كه هر نظريه جامعى درباره تطور انواع بايد گزارشى از تطور آن به دست دهد. داروين خود به خوبى آگاه بود كه چنين گزارشى نداده است. اكنون به نظر من يافته هاى بيش از پنجاه سال پژوهش هاى DNA موادى را براى نوسازى و قدرت بخشيدن به برهان اتقان صنع فراهم مى آورند. هابرمس: به خاطر دارم كه تو به اين موضوع نيز در پيشگفتار جديدت بر خدا و فلسفه نيز اشاره كرده اى. فلو: بله همين طور است. هابرمس: اما آيا چون تو مفهوم ارسطويى خدا را تأييد مى كنى، مى توان لازمه سخن بعدى ارسطو مبنى بر اينكه علت اولى، عالم مطلق است تأييد كرد؟ فلو: به گمانم مى توان چنين چيزى گفت. هرگز به آنچه كه مى توان درباره برخى از اين موضوعات بنيادين انديشيد مطمئن نيستم. به نظر نمى رسد دليلى براى علت اولى وجود داشته باشد، اما به هيچ وجه مطمئن نيستم كه چقدر بايد اينجا به توضيح آن بپردازم. براى به دست دادن تبيينى از وجود جهان و هر آنچه در آن است چه مفهومى از خدا لازم است؟ هابرمس: اگر خدا علت اولى است، علم مطلق و قدرت مطلق او چه مى شود؟ فلو: خوب علت اولى، اگر اصلاً علت اولايى موجود بوده باشد، به روشنى هرچه تمام تر هرچه را كه وجود دارد ايجاد كرده است. به گمان من، اين امر متضمن مفهوم خلقت «در سرآغاز» است. هابرمس: تو در همان پيشگفتار مقايسه اى نيز ميان خداى ارسطو و خداى اسپينوزا كرده اى. آيا تو نيز به مانند برخى از مفسران اسپينوزا مى خواهى بگويى كه خدا در همه چيز هست؟ فلو: من آنجا اشاره مى كنم كه كتاب خدا و فلسفه منسوخ است و اكنون بايد آن را سندى تاريخى دانست و نه بحثى زنده. من با اسپينوزا همدلى دارم چون او جملاتى دارد كه به ديده من به درستى وضعيت انسان را توصيف مى كند. اما براى من مهم ترين چيز درباره اسپينوزا آنچه او مى گويد نيست، بلكه آن چيزى است كه نمى گويد. او نمى گويد كه خدا ترجيحى يا نيتى درباره رفتار انسان يا درباره سرنوشت ابدى انسان ها دارد. * برهان اتقان صنع در كنار براهين هستى شناختى و جهان شناختى ، يكى از مهم ترين براهين به شمار مى رود. خلاصه ى اين برهان چنين است : جهان، نمايانگر نظم هدفمند (طرح و تدبير و انطباق) است; بنا بر اين، بايد پديد آورنده ى آن طراح هوش مند يا مدبر حكيم باشد. مشخصه ى عمده ى نظم هدفمند اين است كه مفهوم روندها و ساختارهايى را پيش مى كشد كه به نحوى با هم تناسب يافته اند تا نتيجه ى خاصى را به بار آورند.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#8 | |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 484
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 18
![]() |
بازنوشت :
پروفسور جان هیک در موسسه گفتوگوی ادیان: فقط يک حقيقت غايی وجود دارد که از آن با عنوان خدا ياد میکنيم پروفسور جان هیک، مهمترین نظریهپرداز کثرتگرایی دینی و استاد سابق دانشگاه بیرمنگام با حضور در میزگرد موسسه گفتوگوی ادیان به تبادل نظر با علاقهمندان دینپژوهی پرداخت و به سئوالات متعدد آنها پاسخ داد. وی در پاسخ به این سئوال که متفکران ادیان گوناگون چگونه میتوانند بین دیدگاههای کثرت گرایانه با اعتقاد محکم و قوی به دین شخصی خود جمع کنند، گفت: به لحاظ روانشناسی برخی قادر به جمع این دو هستند و برخی نه. افرادی که غالبا با پیروان ادیان دیگر ارتباط دارند و به نحو ملموس و تجربی اثرات تحول شخصیت را که مهمترین کارکرد ادیان است، به عینه در آنها درمییابند، بهتر میتوانند این کار را انجام دهند. وی افزود: اما این مسئله به لحاظ فلسفی نیز قابل بررسی است. ادیان غالبا در انزوا و با قطع توجه از ادیان دیگر متولد شدهاند، گویا تنها یک دین و پیروان همان دین وجود دارند. بنابراین، تعالیم هر دین حول این محور متمرکز است که شعائر و حقایق آن دین خاص برحق است و ادیان دیگر از حقیقت محرومند. بنابراین پذیرش کثرتگرایی برای کسانی که تحت این تعالیم آموزش دیدهاند، دشوار است. نظریهپرداز پلورالیسم دینی در پاسخ به این سئوال که چگونه میتوانید معتقد باشید تنها یک حقیقت غایی وجود دارد؟، گفت: فهم من از پلورالیسم دینی مبتنی بر یک اصل معرفتشناختی بسیار مهم است که از آن با عنوان "واقعگرایی نقادانه" یاد میکنم که توماس آکویناس یکی از نمایندگان این اندیشه است. هیک افزود: آکویناس معتقد بود که اشیا و امور این عالم طبق حال و مزاج روحی و فکری فرد شناساننده شناخته میشوند، بنابراین نقش فاعل شناسا در پروسه شناسایی بسیار مهم است. خلاصه این دیدگاه مبتنی بر این نکته است که ذهن آدمی در روند شناخت، به هیچ وجه منفعل نیست، بلکه فعال است. جان هیک سپس گفت: وقتی دیدگاه واقعگرایی انتقادی را به عالم ادیان تعمیم دهیم، محصول کار این خواهد بود که دین از یک سو مخلوق ذهن ما نخواهد شد و از سوی دیگر ما انسانها هیچ راهی برای شناخت حقیقت غایی و متعالی خداوند نداریم، جز از طریق اذهان لغزشپذیر، کوچک و محدود خود. استاد سابق دانشگاه بیرمنگام افزود: وقتی آکویناس از حال فکری و روحی فاعل شناسا سخن به میان میآورد، این اصل در سطح ادراکات حسی موجب تنوع و کثرت زیادی نمیشود، اما وقتی بحث شناخت و تجربه دینی به میان میآید، آزادی افراد بسیار گستردهتر میشود و از همین لحاظ و برخلاف ادراک حسی، تنوع نیز بسیار قوت و وسعت پیدا میکند. بنابراین ما قائل به وجود یک امر غایی هستیم که از آن به عنوان خدا یاد میکنیم، اما این امر متعالی به وسیله سنتهای دینی گوناگون به شیوههای مختلف مورد تجربه و ادراک قرار میگیرد. هیک در پاسخ به این سئوال که از میان برهانهای اثبات وجود خداوند، کدام را قانعکنندهتر میدانید؟ گفت: هیچ کدام از برهانها غیرقابل خدشه نیستند، اما به لحاظ فلسفی برهان وجودشناسانه از قوت بیشتری برخوردار است، زیرا مفاهیم ذهنی وسیعی در آن نهفته است. البته این برهان نیز اثباتکننده نیست و کانت هم به اشکالات عمیق آن اشاره کرده است. اما برهان نظم هم مهم است و هم به لحاظ وسعت تاثیر از دیگر برهانها بهتر است. همان گونه که آنتونی فلو – که در ابتدا پیرو الحاد بود و بعدها در سیر تفکری خود دچار تحول شد – معتقد است، تنظیم عقلانی و هوشیارانه این عالم یکی از شواهدی است که بیانگر وجود نوعی ناظم در جهان است که البته با خدای ادیان تفاوت دارد.
__________________
از روزگار سقراط تا کنون ( 25 قرن! ) ، همۀ کوششهایی که خواسته است یک " اخلاق مستقل از مذهب " و "متکی به عقل" را پایه ریزی کند، به شکست انجامیده است! - ژان ایزوله |
|
|
|
|
|
|
#9 |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 484
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 18
![]() |
اندیشه فنا ناپذیری جهان به کمک کشفیات نجومی باطل گردیده است.
کشفیاتی چون انبساط عالم و تشعشعات محیطی آن و همچنین محاسبه نسبت هیدروژن به هلیوم نشان دادند جهان آغازی داشته و حدود 15 تا 17 میلیارد سال پیش در نتیجه انفجار بزرگ، از هیچ به وجود آمده است. حامیان فلسفه اومانیسم و ماتریالیسم با وجود آنکه نسبت به قبول نظریه انفجار بزرگ بیتمایل بودند، بالاخره مغلوب آن گشتند. در نهایت جوامع، نظریه انفجار بزرگ را که به معنی آغازمندی جهان است پذیرفتند. چنین شد که «آنتونی فلو» از متفکران منکر خدا ، مجبور به اعتراف گردید: بنابراین اعتراف میکنم که اجماع معاصر کیهان شناسان موجب شرمساری منکران خدا میشود، چون به نظر میرسد کیهانشناسان به دلایل علمی دست یافته اند که پیشتر با اثبات فلسفی آن مخالفت میشد. یعنی جهان آغازی داشته است... .Henry Margenau, Roy Abraham Vargesse, Cosmos, Open Court Publishing, 1992, p. 241
__________________
از روزگار سقراط تا کنون ( 25 قرن! ) ، همۀ کوششهایی که خواسته است یک " اخلاق مستقل از مذهب " و "متکی به عقل" را پایه ریزی کند، به شکست انجامیده است! - ژان ایزوله |
|
|
|
|
|
#10 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,605
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 70
![]() |
بیخود است! برهان بیگ بنگ برای وجود خدا رد شده است و اكنون حتی تئوری های پیش از بیگ بنگ هم داریم! دانش هم هیچ جا نگفته است كه جهان از " هیچ" پدید امده و اصولا تئوری بیگ بنگ در باره ی خود لحظه ی بیگ بنگ سخنی نمیگوید!: s14 : این مرد هم استاد فلسفه است و نه دانش و فیزیك... و این سخنان شما، ارزش منطقی ندارند: s14 : و این كار هم سفسته ی رجوع به اتوریته است پس روشن است كه گروهی بیسواد با تحریف گفته های دانش، اینجا قصد سفسته و دروغ دارند!
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
|
|
|
#11 | |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,605
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 70
![]() |
بازنوشت :
بیخود ست یبسواد! نخست اینكه این مصاحبه در زمستان ٢۰۰۴ بوده و لی در زمستان ٢۰۰۵ به چاپ رسیده است!! دسامبر ٢۰۰۴ مصاحبه بوده! سال های مسیحی هم آغاز و هم پایانشان در زمستان است بیسواد!!: s7 : خود این سخن در باره ی اسلام و امپریالیسم عربی هم در همان مصاحبه است بیسواد!: s7 : اگر سواد انگلیسی دارید بخوانید و منبعش را نگاه كنید: s14 : ( زیر شماره ی یك & 4) He is particularly hostile to Islam, and says it is "best described in a Marxian way as the uniting and justifying ideology of Arab imperialism.[1] بازگردان: من به خدای بسیار گوناگون از خدای مسیحی و بسیار دور از خدای <اسلام> می اندیشم، چون هردو ، چون مستبدان شرقی توانا بـر همه چیز كیهانی مجسم شده اند، مانند صدام حسین های كیهانی! منبع: ^ My Pilgrimage from Atheism to Theism An Exclusive Interview with Former British Atheist Professor Antony Flew Gary R. Habermas, Biola, December 9, 2004. pp 6 --- I'm thinking of a God very different from the God of the Christian and far and away from the God of Islam, because both are depicted as omnipotent Oriental despots, cosmic Saddam Husseins.[4] او بویژه دشمن اسلام است و میگوید كه از اسلام میتوان با ادبیات ماركسیستی، بعنوان امپرالیسم عربی یاد كرد!! ^ Atheist Philosopher, 81, Now Believes in God Richard N. Ostling. Associated Press, December 10, 2004. پس میبینیم كه سخنانش آكتوئل و تازه است است، باید خدای اسلام را گند دانست و از ان روی بردانید!!: s7 : : s14 : و بر آن همچنان استوار ست و اگر سخنناس حجت دیگر اینكه سفسته ی رجوع به اتوریته میكنید! شدن ( نه مسلمان شدن) ، حجت نبوده؟: s14 : این یك فیلسوف است و نه دانشمند!! اگر سخنانش حجت است چرا پیش از دئیست تازه اینجارو:: s14 : In an interview with Joan Bakewell for BBC Radio 4 in March 2005, Flew rejected the fine-tuning argument, and retracted his earlier claims that the origins of DNA could not be explained by naturalistic theories . However, he restated his deism, with the usual provisos that his God is not the God of any of the revealed religions:[9]این جا نظر خود رامبنی بر طراحی ! جهان و اینكه و عمله جهل نرسیده است!: s7 : DNA نمیتواند توضیح دانشیك داشته باشد را آقا پس گرفته است!! ( در سال ٢۰۰۵) گویا این خبر هنوز به گوش مبلغین اسلامی
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
|
|
|
|
#12 | |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
بازنوشت :
اطلاعات شما - طبق معمول - قدیمی و نادرست است. اینجا را نگاه کنید : http://www.amazon.com/exec/obidos/AS...edbygracemini/ این جدیدترین کتاب پروفسور آنتونی فلو است که همین « سه ماه پیش » چاپ شده است : There Is a God How the World's Most Notorious Atheist Changed His Mind by Antony Flew (Author), Roy Abraham Varghese (Author) List Price:$24.95 Price:$16.47 & eligible for FREE Super Saver Shipping on orders over $25. DetailsYou Save:$8.48 (34%) نام کتاب : خدائی وجود دارد. توضیح ناشر کتاب : چگونه معروفترین ملحد ( آتئیست ) جهان « تغییر عقیده » داد . حالا شما بجای اعتراف به حقیقت ، باز به فحاشی و اهانت و توی دهان زدن ادامه دهید ... ! : s14 :
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
|
#13 |
|
آشنا
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 277
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 15
![]() |
خب اينها چه تناقضي با سخن جناب مزدك دارد؟
|
|
|
|
|
|
#14 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
خب
جناب مزدک ( با آنکه می دانند ) همچنان لجبازانه انکار می کنند که پروفسور آنتونی فلو « خداباور » شده اند . فیلسوفی که یک عمر « بت ِ ملحدین » بوده است ، اکنون - در سخنرانی ها و در آخرین کتاب خود که همین سه ماه قبل به چاپ رسیده است - خود را « خداجو » و « خدا باور » می خواند.
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#15 |
|
آشنا
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 277
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 15
![]() |
|
|
|
|
|
|
#16 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
چه کسی ؟
مزدک ؟ یا پروفسور آنتونی فلو ؟ ضمنا اگر مطمئنید که من دروغ می گویم ، برای چه باید درست بودن را نشانتان دهم ؟ سعی کنید اصول گفتگوی صحیح را فرا بگیرید . : s31 : پس یک بار دیگر با دقت از ابتدای تاپیک تا اینجا را بخوانید ، و قبل از اینکه محکوم به « دفاع احساسی ، خشمناکانه و غیر عاقلانه » از « قطب تان » بشوید ، دوباره سوال خود را به طور واضح و مشخص مطرح بفرمائید .
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
#17 | ||
|
آشنا
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 277
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 15
![]() |
بازنوشت :
بازنوشت :
|
||
|
|
|
|
|
#18 | |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,483
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 38
![]() |
بازنوشت :
من چه چیز را باید ثابت کنم؟ خداباور شدن پروفسور آنتونی فلو را ؟ یا انکار دروغین و لجبازانه ی جناب مزدک را ؟ وقتی شما از اول به من می گوید دروغ می گویم ، دیگر دلیلی باقی نمی ماند که یک دروغگو به شما راست بگوید ! - لااقل می توانستید بگویید : « اگر این موضوع را ثابت نکردید ، دروغگویید ! » : s20 : ) بقول « قطب تان » ! این هم یک درس مفتی برای حمید رضا خان گرامی. ضمنا شما که راستگو هستید ، لطف کنید و « دلیل » بیاورید که در کجای « قرآن » نوشته است که « دروغگوئی » مجاز است ؟ اوه ببخشید ! یادم نبود که نوشته اید ، این « ادعای شما » نیازی به « دلیل » ندارد ! : s7 :
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! |
|
|
|
|
|
|
#19 | |
|
آشنا
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 277
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 15
![]() |
بازنوشت :
گويا شما نيز دليلي براي انكار اين اتهام نداريد و روي به مسخره بازي آورده ايد بجاي اينكه شرم كنيد. در تاپيك اسلام دین دروغ و نیرنگ جناب مزدك اين را نشان داده اند. برويد ببينيد و جواب دهيد. راستي اگر قرار بود فقط به قرآن تكيه كنيد كه نميدانستيد نمازتان چند ركعت است! |
|
|
|
|
|
|
#20 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,605
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 70
![]() |
در قران الله خیر الماكرین نامیده شده و لازمه ی مكر نیز دروغ است. •بر این پایه اگر الله دروغ میگوید و مكر میكند، چرا مسلمان نكند!؟ ضرب المثل آذری شنیدم كه میگوید: بویوك بیر پوخ یه سه، چوچیك موستراحی با شینا چوغورَر كه آقای افشا میتواند بازگردان كند!
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
|
![]() |
| بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان) | |
| ابزارهاي جستار | |
| شیوه ی نمايش | |
|
|