| واپسین نوشته های انجمن | |||
|
|||||||
![]() |
|
|
ابزارهاي جستار | جستجوی این جستار | شیوه ی نمايش |
|
|
#41 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
از هبچ جامعه ای نمی توان انتظار داشت كه به آسانی عادتها و نظام ارزشها، سنتهای خود، را بگذارد. در هر كشوری تغيير با قدرت كمرشكن خارجی تحميل شده است. ولی در كشورهای خاور ميانه ای يك عامل اضافی هم دركار بوده است: يك احساس خودبسندگی و فضيلت ذاتی كه تنها وام گرفتن از ديگران و به خدمت گرفتن آنها را اجازه می دهد. ايرانيان يك حس برتری دوگانه داشند و در احساس برتری تاريخی و فرهنگی خود نه تنها بر غربيهای تازه به دوران رسيده، بلكه بر خاور ميانه ايهای ديگر، آسوده بودند. چه كسی در ميان اينان می توانست به پای شكوه پيشين ايران برسد - شكوهی كه خودشان از آن جز تصوری مبهم نمی داشتند و می بايست منتظر دانش پژوهی غربی بمانند .>>
<< فرهنگ يك ويژگی برجسته هر ملت و بخشی از هويت آن است. ولی فرهنگ يك پديده تغيير يابنده است و می بايد باشد - اگر ملت بخواهد به عنوان يك بخش فعال تمدن جهانی باقی بماند. همه ملتهای كهن تر، از نظر سياسی و فرهنگی، گاه به حد ناشناختنی برای نسلهای پيشين، دگرگون شده اند. ولی تا هنگامی كه احساس هويت و خودآگاهی ملی خود را نگهداشته اند، ديگران آنان را به همان صورت شناخته اند. هويت يك ملت بيشتر برپايه تاريخ مشترك آن گذاشته شده است، و تاريخ بيش از فرهنگ است. ايران در ميان كشورهای خاورميانه يك نمونه عالی اين هويت پايدار بشمار می رود. دعوی اينكه يك ملت با گردن نهادن به تجدد، فرهنگ و ازاينرو هويت خود را می بازد كه همان استدلال آخوندهای حاكم در راه انداختن پيكار ضد "تهاجم فرهنگی" در ايران - يعنی دمكراسی و حقوق بشر - است، محكوم ساختن فرهنگ به ركود است. اين رويكرد (اتی تود) حتا برضد خودش عمل می كند. فرهنگ بيش از پيش بيربط می شود و ارزش دفاع نمی يابد.>> دو شعار عمده سياستمداران ايراني براي حفظ نظام و مقاومت در برابر مدرنيته حفظ فرهنگ و حفظ اسلام است در صورتيكه مدرنيته نه عاملي براي فروپاشي فرهنگ است و نه دين مشكل عمده ما در عدم شناخت صحيح از فرهنگ و حتي مذهبي مثل اسلام است از نظر شخصي حفظ فرهنگ و مذهب در جايگاه خود قابل احترام است اما راه آن پذيرش چيزي به نام جمهوري اسلامي نيست جمهوري اسلامي در حقيقت گوريست براي فرهنگ و حتي گوريست براي اسلام |
|
|
|
|
|
#42 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
از نظر بنده شكل ظاهري حكومت مهم است ولي نه آن قدر مهم كه به اساس و باطن حكومت توجه نكنيم.
در واقع نظام پادشاهي در بعضي از كشور ها مثل سوئد و انگلستان حالتي از دموكراسي است. با اين كه گفته مي شود دموكراسي پيش نياز و سازنده حكومت جمهوري است و بيان درستي هم مي باشد، با اين حال سوئد و انگلستان با قدرت دموكراسي خود اين مانع را دور زده و تاريخ گذشته خود را با امروز و آينده خود از نظر شكل ظاهري حكومت پيوند زده اند. اما اين وضع دموكراتيك براي كشور ما نمي تواند به اين زودي ها با نظام سلطنتي پيش بيايد. شما خودتان ميدانيد كه آخرين شاه مملكت به سلطنت رضايت نداد و حكومت را به نخست وزير منتخب مردم نسپرد و در آخر هم با اعلام تك حزبي رستاخيز تمام مشروطيت و قانون اساسي آن را زير پا گذاشت. به اين لحاظ من هميشه بخودم گفته ام تا آنجا كه مقدور است از فكر كردن به سلطنت در نظام ايده آل حكومتي ايران كناره بگيرم. مسئله بعدي اوضاع وابسته اقتصادي ما بخارج است كه در نهايت در كنار سنت هاي ملي و ديني ما كشور را بطرف ديكتاتوري سوق ميدهد. اين فشار سنت ها و ايجاد ديکتاتوري توسط سنن حاکم را ما در زير پا گذاشتن قانون از سوي خاندان پهلوي ، خميني مي بينيم و حتي بعضي ها مصدق را هم مشمول همين موضوع كرده و از انحلال مجلس در زمان حكومت مصدق ياد ميكنند و ميگويند كه غير قانوني بوده است. بنابراين از نظر بنده خود كفايي علمي و صنعتي ، دموكراسي و اشاعه عاقلانه فكر كردن و تصميم گرفتن بسيار مهم است و ار اين ظريق قادر خواهيم بود در وضعيت اضطراري فعلي گليم خود را از آب بيرون بكشيم.اگر بخواهيم موضوع را بزبان فرهنگي بيان كنيم ، اين گونه مي شود كه به علت عقب ماندگي فرهنگي ايرات فاقد پيشرفت در امور خود خواهد بود. عقب ماندگي فرهنگي به معناي عدم تجانس قسمت هاي مختلف سازنده فرهنگ ماست. اين مجموعه در يك خط كار نمي كند و هر جزيي جز ديگر را تقويت نميكند ، بلكه بعضا تضعيف هم ميكند. |
|
|
|
|
|
#43 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
روشنفكر مستقل و حقيقت جو ست!
وظيفه روشنفكر جستن حقيقت و بكار بردن يافته خود براي تكريم زندگي است. بنا براين روشن فكر كسي است كه در يك دستش علم و در دست ديگرش عشق را به عنوان رهنماي خود انتخاب كرده است. بنابراين روشنفكران بايد براي جستن حقيقت تنها از ابزار دانش و علم ومنطق سود بجويد و ملاك او علم و دانش و منطق باشد و در تجويز يافته هاي خود با عشق هم آهنگ باشد.اين عشق همان تكريم زندگي و خود را (ملت خود را ، مردم خود را و....)برتر نديدن است. بنابراين روشنفكر قدرت را براي خرج در زندگي بهتر مردم و آنچه كه در جهان ميگذرد ، مورد بررسي قرار ميدهد و نظر اعلام ميكند ولي با توجه به منطق همواره آماده است كه نقاط ابهام و تاريك نظريه خود را مورد مطالعه قرار دهد و از نقد افكار خود توسط ديگران مشعوف باشد، زيرا منطق ديگران را ادامه منطق خود و راه گشاي حقيقت جويي خود خواهد ديد. بنابراين ما روشن فكر ديني نخواهيم داشت كه دين ايماني است كه در آن عقل حقير جلوه ميكند، تكيه بر عقل با ايمان ديني منافات داردزيرا اديان فعلي زاده عصر جادو و تفسير جهان بر پايه علوم قديمي است كه فكر بشر شناخت اندكي از اطراف خود و جهان در آن زمان داشت و آنقدر غير منطقي بود كه حتي يك بشر را هم بقرباني اديان ميبرد. بنابراين ما روشن فكر ملي نداريم كه در آن حقيقت در پاي مصلحت ملي قرباني ميشود. پس در دنياي سياست كار روشن فكر نقد قدرت و قدرت جويي سياست مداران است تا زندگي را بيشتر پاس بدارد. |
|
|
|
|
|
#44 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
سنت با بيداري(منطقي بودن) و دانش (تكنولژي و توليد)تضاد دارد!
علت آن اين است كه جوامعي كه مدرنيته و پست مدرنيته را درك كرده اند، قادرند با حذف تضاد هاي مزاحم در بين جريانات عقيدتي و موثر در اجتماع دانش و تكنولژي خود را توسعه داده و بخود كفايي در نيازهاي روزمره و مادي برسندو هر روز كه ميگذرد دانش خود را بيشتر توسعه داده و ازسوي جهان عقب مانده دورتر و دست نيافتني تر ميشوند. مثلا در آمريكا با اتخاذ سياستهايي اجازه نميدهند كه عقايد افراد در كاستن توليدات اقتصادي موثر باشند و آن هم قبول هر نوع عقيده اي در روند توليد است(حتي هم جنس گرا و يا مذهبي افراطي). بنابراين كسي نميتواند مثلا با ادعاي اين كه فردي مذهبي نيست از حق كار او جلوگيري كند. جمع كردن تمام نيروهاي اجتماعي براي توليد بيشتر در سايه اخلاقيات مدرن مقدور است. جوامع سنتي كه بسوي قبول كردن اخلاق مدرن نروند ، موجب عقب ماندگي فرهنگي خود شده و در نهايت به علت رو آمدن تضادهاي اجتماعي نابود خواهند شد. زيرا اخلاقيات سنتي اجازه بروز تضاد و مخالفت را نميدهد و در جهت حفظ قدرت سنتي حاكم بر جامعه خواستار قدرت بي چون و چراي سنني است كه قدرت حاكمه(بخوانيد استبداد موجود) را حفظ نمايد. اين سنن در دوران شاهي بصورت وديعه الهي سلطنت وحفظ تمامیت ارضی کشور در دوران جيب بري اسلامي تقدس و حفظ اسلام و آيت آلله ها بيان مي شود.اين سنن عامل عقب ماندگي ايران و كشور هاي جهان سوم متكي به توليدات بيگانه است ويرايش توسط افشا : 07-05-29 در ساعت 10:59. |
|
|
|
|
|
#45 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
اين انقلاب1357 يك انقلاب مذهبي نبودزیرا اکثریت مردم ایران در زمان شاه مذهبی نبودند. گر چه ملايان سازمان بهتري براي اعمال نفوذ داشتند ولي اين عدم شناخت سازمانهاي سياسي و چريكي موجود و روشنفكران جامعه از سنت و مدرنيته و مسايل موجود در جامعه بود كه ميدان را به نفع آخوند ها از دست دادند.
البته اين افراد هم تا اندازه اي حق داشتند.زيرا مثلا خميني خيلي بيشتر از رضا پهلوي كه بعد 25 سال حرف هايي در مورد رفراندوم زده است ، خود را دموكرات و تابع مردم معرفي كرد.خالي كردن ميدان از طرف روشن فكران نه از بي كفايتيآنان بلكه از فريب خميني و اين كه روشن فكر ايراني احساسات مذهبي توده عوام را و حقوق آنان را مهم مي شمرد ، بود وروشنفکر ايراني به مردم خود احترام ميگذاشت.اين موضوع در غياب نداشتن شناخت كافي از فاشيزمي كه در جامعه رشد ميكرد، پيش آمد. اگر چه كساني كه داراي تجربه بيشتري بودند، ديكتاتوري نعلين را پيش كشيدند ولي صداي آنان در همهمه نهايي خاموش شد و عده اي از ايرانيان هم فكر ميكردند به همان آساني كه شاه را سرنگون كردند، خميني و رژيمش را اگر جنايت كند، سرنگون خواهند كرد، غافل از اين كه اين خميني خائن براي بقاي خود حتي حاضر شده است نوکري خود را براي غرب ده ها بار بيشتر از شاه بکند. آن قدر با اعمالش حافظ منافع غرب باشد كه در ماجراي آزادي گروگانهاي آمريكايي به نفع ريگان بر عليه كارتردخالت کردکه در ايران كنترا تجليات آن را ميبينيم. لاس و عشق بازي او با غرب هيچ گاه قطع نشد در صورتي كه براي مصرف داخلي شعار ( مرگ بر آمريكا) و آمريكا شيطان بزرگ است) را راه انداخت. او ميگفت همه آزادي و حكومت دموكراسي خواهد شد و حتي كمونيست ها هم ميتوانند فعاليت سياسي كنند ولي ديديم كه دست مهدي بازرگان را در تظاهرات بهشت زهرا هم شكستند، نه اين كه مهدي بازرگان افكارش كاملا درست بود بلكه به جهت اين كه مخالف عقايد و عمل كرد ملايان و خميني بود او را هم اذيت كردند، تا چه رسد به كمونيستها. بنابراين نسل روشنفكر انقلاب نميتواند طرفدار مذهب و فساد موجود از آن در جامعه ايراني باشد. اين نسل هم دموکراسي را چون نسل سابق دوست خواهد داشت |
|
|
|
|
|
#46 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
اگر دموکراسي صادراتي آمريکا را در نظر بگيريم ، خواهيم ديد که در آن دموکراسي هم ملت ميتواند انتخاب خود را داشته باشد و همرنگ شدن جوامع ديگر با فرهنگ آمريکايي مشکلي براي آمريکا نيست بلکه کمکي هم به دولت آمريکاست.زيرا کساني که اساس حاکميت را در آمريکا تشکيل ميدهند قادر هستند که اميال خود را در کنار اين فرهنگ دموکراسي حفظ نمايند و خطري را احساس نکنند. ضررهاي اين گونه حاکميت در آمريکا با بي خانمان ها و امور ديگري ديده ميشود با اين که وفور ثروت امکانات زيادي براي کنترل فقر در اختيار دولت قرار داده است. در خارج از آمريکا هم ديده ايم که همراهي هاي بزرگي با عوامل ديکتاتوري مثل شاه و رژيم هاي ديگر داشته اند که حرکتي بر خلاف دموکراسي و تقويت ديکتاتوري در جهان بوده است.حالا اين رژيم ادعا ميکند که دموکرات شده است و دنيا را دموکرات ميخواهد! آيا منافع آمريکا با بيست سال پيش و يا سي سال پيش فرق عمده اي کرده است؟ چرا چنين چرخشي در سياست آمريکا پيش آمده است؟ آنهم از سوي جناحي از حاکميت که در داخل خود آمريکا متهم است که افکار ضد دموکراسي و محدود کردن آزادي هاي فردي را دارد و بدون نظر قاضي مردم را دستگير و زنداني ميکند. در فيلم ها و سريالهاي تلويزوني وجود شکنجه را در زندانهاي آمريکايي افشا ميکند(مثلا سريال 24 شبکه فاکس که حتي نحوه شکنجه کردن را هم نشان داده است، اين همان سريالي است که شهره آغداشلو هم در آن بازي کرده است).
بنظر من علت اين چرخش اين است که دموکراسي صادراتي در برابر قدرت اقتصادي حاکمين بر جهان کارآيي و مقاومت چنداني ندارد. گر چه اين گونه دموکراسي ها صد بار هم از ديکتاتورهايي نظير حکومت ملايان ايران بهتر است ولي دموکراسي صد در صد نيست و شبحي از دموکراسي است. براي اين که ايران به يک جزيره دموکراسي واقعي تبديل شود لازم است اساس اقتصادي لازم براي استقلال سياسي خود را داشته باشد اگر چه حکومت دموکراتيک هم باشد.يعني تا زماني که دنيا بر اساس سياستهاي ملي مستقل اداره مي شود و بنام مليت رقابت در بين نوع بشر براي برتر ماندن بر ديگران وجود دارد، عدم قدرت اقتصادي کامل(خودکفايي اقتصادي و علمي)سبب ايجاد حکومتي وابسته بديگران خواهد شد. يا بزبان ديگر مسايل ما در ايران فقط سياسي نيست که با سياست حل شود |
|
|
|
|
|
#47 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
آخوند چاره اي بجز همراهي با دموکراسي و حقوق بشر و مدرنيته ندارد
آخوند چاره اي بجز همراهي با دموکراسي و حقوق بشر و مدرنيته ندارد وگر نه بنيانش بر باد خواهد رفت. دموکراسي ضديتي با مذهب ندارد ولي اگر مذهب بر عليه حقوق بشر بکار رود دشمن دموکراسي است و بايد سرکوب شود. ملايان بايد به اين حقيقت رسيده باشند و اعلام اين مطلب که حکومت در دست ملايان دزد و ضد بشر و مذهب واقعي است بسي جالب است. دين براي انسان است و نه انسان براي دين. بخبر زير توجه فرمائيد که در آن ملا منتظري دکوکراسي و حقوق بشر را شرعي اعلام کرده است و در واقع بنام اسلام خواسته است که در پناه دموکراسي باشد. انشا اله اين گونه اخبار منتهي به پديد آمدن مذهب واقعي و بدون مخالفت با دموکراسي و حقوق بشر بشود و آزادي انتخاب دين برسميت شناخته شود. دين لازم است زير مجموعه اي از حقوق بشر و دموکراسي باشد و نه بالعکس: 21خرداد:آيت الله منتظرى: دعوت به تشكيل جبهه فراگير دموكراسى و حقوق بشر امر به معروف است ميزان نيوز: روز گذشته (20 خردادماه در سال 2005) نمايندگان نهضت آزادى ايران و شوراى فعالان ملى و مذهبى در قم با آيت الله منتظرى ديدار و گفتگو نمودند . در اين ديدار كه به منظور تبادل نظر با فقيه عاليقدر و اطلاع از نظرات ايشان در مورد انتخابات رياست جمهورى برگزار شده بود پس از ارائه گزارشى در مورد تشكيل جبهه فراگير دموكراسى و حقوق بشر در مورد نحوه تشكيل اين جبهه نيز توضيحاتى ارائه شد. آيت الله منتظرى نيز با استقبال از تشكيل اين جبهه دعوت به آن را از مصاديق امر به معروف دانستند و عنوان نمودند امروزرعايت حقوق بشرواصول دموكراسى واجب شرعيمحسوب مى گردد. اين مرجع تشيع با انتقاد از برخى جريانات كه مدعى تحريم انتخابات توسط ايشان شده اند ، اعلام فرمودند كه من تاكنون هيچگاه انتخابات را تحريم نكرده ام و در كل نيز عقيده دارم كه شركت يا عدم شركت در انتخابات يك امر شخصى و غير تقليدى بوده و نيازمند فتوا و حكم نمى باشد. و كليه مؤمنين در مورد نحوه حضور يا عدم حضور خود در اين مساله مختارند. در اين ديدار دكتر ابراهيم يزدى و مهندس هاشم صباغيان از سوى نهضت آزادى ايران و محمد بستهنگار نيز از سوى شوراى فعالان ملى و مذهبى حضور يافته بودند. به رغم برنامهريزى قبلى مهندس عزت الله سحابى بدليل كسالت امكان حضور در اين جلسه را نيافتند. |
|
|
|
|
|
#48 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
مقايسه اديان و دموکراسي
نظر اسلام و اديان سامي: خشونت طلب هستند. مثلا مسلمين يهوديان را نجس ميدانند و معتقدند که آنان به بهشت وارد نخواهند شد و همين عقيده را يهوديان و مسيحيان افراطي(بنيادگرا) ئر مورد مسلمين دارند و محمد را شياد ميدانند و نه پيغمبر. ارزش آدم به دين است و نه شخص انساني او.آن هم ديني که زاده خرافات و بي دانشي محض و يادگار عصر جادو در رشد علمي بشر است نظر دموکراسي: به همه مردم نظر يکسان و محترمانه دارد اسلام با عقل و تفکر مخالف است و همه بايد بپذيرند خدا موجود است وگر نه مثل کشتار زندانها در سال 1367 نجس هستند و ارزش انساني ندارند و کشتارشان لازم است. دموکراسي هيچ کس حق ندارد ارزش انساني کسي را زير پا بگذارد حتي اجتماع کاملا دموکرات. اسلام با ايجاد تقدسات به زايش ديکتاتور و ايجاد عقب ماندگي دامن ميزند دموکراسي با پيروي از تفکر و برائت از تقدسات بيمورد راه را براي زندگي بهتر براي عموم آماده ميکند و مانع حق حيات کسي هم نيست اين مقايسه ها در تمام جوانب ميتواند ادامه يابد که به نفع دموکراسي در برابر انديشه ديني خرافي است.چه مترقي ترين دين که بعضي ها آنرا اسلام ميدانند و چه گاو پرستي. ويرايش توسط افشا : 07-05-29 در ساعت 10:56. |
|
|
|
|
|
#49 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
باز هم مقايسه نظام ديني و دموکراسي
دموکراسي دو اصل دارد: عقل و خقوق بشر. هر کس عقل منطقي و حقوق بشر را رعايت نکند دموکرات محسوب نميشود. مثلا هيتلر که يک نژاد پرست و ميهن پرست بود ربطي به دموکراسي ندارد او را بي جهت به ايده دموکراسي نچسانيم.اشتراک خميني با هيتلر خيلي بيشتر از اشتراک هيتلر با يک دموکرات واقعي است. دموکرات واقعي بين ميهن و دموکراسي دموکراسي را انتخاب ميکند. تا زماني که سياست جهان توسط واحد هاي مستقلي به نام کشور اداره ميشود و هر کشور فقط منافع خود را دنبال ميکند دموکراسي واقعي نخواهيم داشت. دموکراسي واقعي زماني ايجاد ميشود که منافع ملي و جهاني همسو باشند و نه بر ضد همديگر. تا زماني که آمريکا تعهدي ندارد که رفاه جهاني را به پايه رفاه آمريکايي برساندنميتوان آمريکا را دموکراسي واقعي ناميد. اما در مقايسه مثلا بين شوروي و آمريکا آمريکا بيشتر به دموکراسي نزديک تر است. اين خيلي فرق دارد که سرمايه دار با پول و تبليغات راي مردم را عوض ميکند(اگر مردم عقل بورزند و بخواهند که گمراه نشوند از حق راي خود بنفع خود و همه استفاده خواهند کرد و نه بنفع سرمايد داران) تا اين که شوراي نگهباني باشد بگويد که هزار نفر در انتخابات رياست جمهوري حق کانديدا شدن ندارند. کدام فسادي در آمريکا هست که در ايران ملايي نيست:فحشا در ايران بيشتر از آمريکا و کنترل نشده و غير سالم است.حداقل دولتمردان آمريکايي دختران آمريکايي را به شيخ نشين ها براي فاحشگي صادر نميکنند. لااقل قاجاق گسترده مثل ايران در آمريکا وجود ندارد و...... اين خيلي بي عقلي و کم توجهي بايد باشد که گفته شود ايران ملايي بهتر از آمريکاست. مثلا اگر هم جنس بازان را در نظر بگيريم در ايران هم جنس باز را وادار ميکنند که تغيير جنسيت بدهد و بعدا به عقد مرد ديگري بطور شرعي در آيد و تاکنون بيش 450 مورد عمل تغيير جنسيتي به اين عنوان در ايران انجام شده است و حتي آخوند ها با اين مردان ازدواج شرعي ميکنند.بنظر شما کدام يک انساني تر است؟ اگر چه ممکن است که کشور هاي غربي اصول دموکراسي را در رابطه با کشور هاي ديگر مورد توجه قرار نميدهند حداقل در نحوه اداره مملکت خودشان اين اصول مورد توجه است و نتيجه آن ميشود که هر شب در تلويزيونهاي آمريکا سياست هاي بوش مسخره ميشود ولي کسي دستگير نميشود اما در ايران نميتوان گفت آقاي خامنه اي شما قدرت را قبضه کرده ايد بايد جوابگو باشيد. پول ملت کجا ميرود. چرا اين همه قاچاق در کشور است چرا مردم را گوسفند کرده ايد و حقوق آنان را زير پا ميگذاريد؟و .......... ايده اسلام بر اساس تضاد با عقل منطقي است و حقوق بشر را هم قبول ندارد و عدالتي هم که ادعا کرده است در حکومت ملايان همه ديده اند و در زمان علي هم همين بوده است و خود علي با محاسبه در درآمدش معلوم ميشود که بپول امروز سالانه 4000 ميليون دلار در آمد داشته است دوست اقتصاد داني اين مقايسه را براي کرده است ودوست دارم که نظر ديگران را هم بدانم. آن زمان هم فاصله بين فقير و غني زياد بوده است ويرايش توسط افشا : 07-05-29 در ساعت 10:55. |
|
|
|
|
|
#50 |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Mar 2007
شمارگان پیک ها: 769
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 18
![]() |
بسیار ممنون از افشای گرامی به خاطر مطالب اموزنده خود.
حتی در دموکراسی نیز یک نمونه برتر وجود دارد که نسبت به مدلهای دیگر دموکراسی منطقی تر است.و ان جمهوری پارلمانی است.در بعضی از دموکراسیها تمام دولت را دربست در اختیار حزب اکثریت قرار می دهند .مثلا اگر حزبی 43 درصد رای داشته باشد و حزب دیگر 36 درصد فقط به خاطر همین چند درصد ناچیز تمام کابینه دولت در اختیار ان حزب 43 درصدی قرار می گیرد.به این می گویند جمهوری اکثریتی که همواره احزاب کوچکتر از قدرت دور می مانند و عده کثیری از مردم بیشتر مواقع نمی توانند نظر خود را در تصمیم گیریها اثر دهند.یک جور دیکتاتوری اکثریتی زمان دار می شود. اما در جمهوری پارلمانی بعد از انتخابات مجلس هر حزب و گروهی به همان اندازه که رای مردمی دار د حق دارد که در کابینه سهم داشته باشد.مثلا فرض کنیم که کابینه دولت 20 وزارت خانه دارد.حزبی که 15 درصد رای داشته باشد 3 وزارت خانه در دولت خواهد داشت.و حزبی که 35 درصد رای داشته باشد 7 وزارت خانه خواهد داشت. و بدیهی است که ریاست دولت نیز به حزبی می رسد که بالاترین رای را داشته باشد.این دولت مشارکتی موجب همبستگی و وحدت ملی می شود.و دیگر حزبی بیرون قدرت باقی نمی ماند که بخواهد چوب لای چرخ کار دولت بگذارد.و هر حزب تلاش می کند که در وزارت خانه مربوط به خود خوب عمل کند تا در انتخابات بعدی رای بیشتری از مردم بدست اورد.
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf |
|
|
|
|
|
#51 | |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Jan 2007
شمارگان پیک ها: 2,340
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 35
![]() |
بازنوشت :
اعتراض افشاگرانه امام خمينى علیه تصویب قانون کاپيتولاسيون در تاريخ معاصر ايران قضاوت کنسولى (کاپيتولاسيون) مسئله اى اساسى است. نفوذ بيگانگان بيشتر از همين طريق بوده و از اين راه، تحميل عمال و کارگزاران بيگانه و به دنبال آن جنايات فجيعى در اين سرزمين انجام گرفت. قوانين جزايى که بايد مظهر حاکميت دولت باشد، بصورت بازيچه اى درآمد و هر متجاوزى مى توانست به سادگى آن را کنار زده، خود را تحت حمايت قدرتهاى خارجى قرار دهد. رژیم شاه که به خوبى مى دانست بازتاب عمومى اين لايحه ننگين تا چه حد خطرناک خواهد بود، سانسور شديدى بر رسانه هاى گروهى حاکم کرد تا هيچگونه خبرى در مورد لايحه کاپيتولاسيون به بيرون درز پيدا نکند. ولى چند روزى از تصويب اين لايحه نگذشته بود که مجله داخلى مجلس شوراى ملى که متن کامل مذاکرات مجلس را در برداشت بدست امام خمينى رسيد. امام خمينى به منظور افشاى اين خيانت تصميم گرفت که طى ايراد نطقى، اين عمل رژیم شاه را به اطلاع عموم برساند. قبل از هر چيز، ايشان براى آگاه ساختن علما و روحانيون مرکز و شهرستانها، پيک هايى همراه با نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمود و خود نيز با مقامات روحانى قم به گفتگو نشست. به تدريج تعداد کثيرى از مردم ايران وارد قم شدند، تا خود شاهد اين سخنرانى باشند. رژیم شاه از برنامه سخنرانى امام اطلاع پيدا کرده بود، براى جلوگيرى از اين سخنرانى نماينده اى به قم اعزام داشت. اين فرد نتوانست به ديدار امام خمينى نايل گردد، ولى در ديدارى با فرزند امام، مصطفى خمينى، اين پيام را براى امام فرستاد: (..... آمريکا به منظور کسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مى کند و پول مى ريزد و از نظر قدرت در موقعيتى است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آيت الله خمينى اگر اين روزها بنا دارند نطقى ايراد کنند بايد خيلى مواظب باشند که به دولت آمريکا برخوردى نداشته باشد که خيلى خطرناک است و با عکس العمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد. ديگر هر چه بگويند حتى حمله به شاه چندان مهم نيست.) !! اين تهديدات کوچکترين اثرى در عزم راسخ امام نداشت و ايشان در روز 4 آبان 1343 ، سخنرانى بسيار آتشين، کوبنده و افشاگرانه به عمل آوردند و مردم ايران را از جزئيات اين خيانت مطلع ساختند. جيمزبيل، محقق آمريکايى، در مورد اين سخنرانى چنين مى گويد: (اين سخنرانى پرشور او، يکى از مهمترين و تحريک کننده ترين بيانات سياسى ايراد شده در ايران در اين قرن مى باشد. حضرت امام خمينى (ره) در اين سخنرانى با کمال قدرت و بطور مستقیم ، شاه و آمريکا را به دليل تلاش براى نابود کردن يکپارچگى و استقلال ايران مورد حمله قرار داد.) امام خمینی در بخشهايى از سخنرانى خود چنين گفت : (قانون در مجلس بردند، در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پيمان وين و ثانياً الحاق کردند به پيمان وين که تمام مستشاران نظامى آمريکا با خانواده هايشان، با کارمندهاى فنى شان، با کارمندان اداريشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگى به آنها دارد، اينها از هر جنايتى که در ايران بکنند مصون هستند؛ اگر يک خادم آمريکايى، اگر يک آشپز آمريکايى مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زيرپا منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلو او را بگيرد! دادگاههاى ايران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسى کنند! بايد برود آمريکا! آنجا در آمريکا اربابها تکليف را معين کنند! دولت سابق اين تصويب را کرده بود و به کسى نگفت. دولت حاضر اين تصويب نامه را در چند روز پيش از اين، برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يک قيام وقعود، مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نيامد. در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبتهايى کردند، مخالفتهايى شد، بعضى از وکلا هم مخالفتهايى کردند، صحبتهايى کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از اين امر ننگين طرفدارى کرد. ملت ايران را از سگهاى آمريکا پست تر کردند. اگرچنانچه کسى سگ آمريکايى را زير بگيرد بازخواست از او ميکنند، اگر شاه ایران يک سگ آمريکايى را زير بگيرد بازخواست مى کنند و اگر چنانچه يک آشپز آمریکائی ها شاه ایران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير بگيرد، هيچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ براى اينکه مى خواستند وام بگيرند از آمريکا. آمريکا گفت اين کار بايد بشود (لابد اينجور است) بعد از سه چهار روز, وام دويست ميليون دلارى تقاضا کردند ......... ايران خودش را فروخت براى اين دلارها ...... ما را جزو دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ايران را پست تر از وحشيها در دنيا معرفى کرد، در ازاى وام 200 ميليون که 300 ميليون پس بدهند. نظاميان آمريکايى، مستشاران نظامى آمريکايى به شما چه نفعى دارند؟ آقا اگر اين مملکت اشغال آمريکاست پس چرا اينقدر عربده مى کشيد، پس چرا اينقدر دم از ترقى مى زنيد؟ اگر اين مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان مى کنيد؟ پس چرا از شاه بالاترشان مى کنيد. اگر نوکرند مثل ساير نوکرها با آنها عمل کنيد. اگر کارمند شما هستند مثل ساير ملل که با کارمندانشان عمل مى کنند، شما هم عمل کنيد. اگر مملکت ما اشغال آمريکاييست پس بگوييد ........ ما زير چکمه آمريکا برويم چون ملت ضعيفى هستيم؟! چون دلار نداريم؟! آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر اما امروز سر و کارما با اين خبيث هاست، با آمريکاست. رئيس جمهور آمريکا بداند، بداند اين معنا را که منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما. امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملت ما. بايد هياهو کنيد، بايد بريزيد وسط مجلس، به هم بايد بپريد که نگذرد اين مطلب، به صرف اينکه من مخالفم درست مى شود؟! ديديد که مى گذرد، پس نگذاريد يک همچو مجلسى وجود پيدا کند، از مجلس بيرونشان کنيد. ما اين قانون را که در مجلس واقع شد، قانون نمى دانيم. ما اين مجلس را مجلس نمى دانيم. ما اين دولت را دولت نمى دانيم، اينها خائنند به مملکت ايران، خائنند). امام خمينى (ره) به ايراد سخنرانى اکتفا نکردند و در همان روز، اعلاميه اى روشن و غنى نیز علیه احیای کاپيتولاسيون صادر کردند. در بخشى از اين اعلاميه چنين آمده است: (آيا ملت ايران مى داند در اين روزها در مجلس چه مى گذشت؟ مى داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنايتى واقع شد؟ مى داند مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگى ملت ايران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ايران نمود؟ سند وحشى بودن ملت مسلمان را به آمريکا داد، قلم سياه کشيد بر جميع مفاخر اسلامى و ملى ما، قلم سرخ کشيد بر تمام لاف و گزافهاى چندين ساله سران قوم، ايران را از عقب افتاده ترين ممالک دنيا پست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ايران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ حيثيت دادگاه هاى ايران را پايمال کرد؟ به ننگين ترين تصويب نامه دولت سابق با پيشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت راى مثبت داد؟ ملت ايران را در تحت اسارت آمريکايى ها قرار داد؟ اکنون مستشاران نظامى و غيرنظامى آمريکا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتى بکنند، هر خيانتى بکنند؟ پليس ايران حق بازداشت آنها را ندارد دادگاههاى ايران حق رسيدگى ندارد، چرا؟ براى آنکه آمريکا مملکت دلار است و دولت ايران محتاج به دلار. امروز که دولتهاى مستعمره يکى پس از ديگرى با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج مى کنند و زنجيرهاى اسارت را پاره مى کنند، مجلس مترقى ايران با ادعاى سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف هم رديف بودن با ممالک مترقيه، به ننگين ترين و موهن ترين تصويب نامه غلط دولتهاى بى حيثيت راى مى دهد و ملت شريف ايران را پست ترين و عقب افتاده ترين ملل به عالم معرفى مى کند و با سرافرازى هرچه تمامتر، دولت از تصويب غلط دفاع مى کند و مجلس راى مى دهد. از برخى منابع مطلع به من اطلاع دادند که اين طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزى، ترکيه، آلمان غربى پيشنهاد کرده اند و هيچکدام زير بار اين اسارت نرفته اند، تنها دولت ايران است که اينقدر با حيثيت ملت و اسلاميت ما بازى مى کند و آن را به باد فنا مى دهد .... آمريکاست که به مجلس و دولت ايران فشار مى آورد که چنين تصويب نامه مفتضحى را که تمام مفاخر اسلامى و ملى ما را پايمال مى کند تصويب و اجرا کنند. آمريکاست که با ملت اسلام معامله وحشيگرى و بدتر از آن مى نمايد).
__________________
روشنفکر ضد دین، بنیانش بورژوازی است، نه علم ! ويرايش توسط ارژنگ : 07-04-10 در ساعت 15:16. |
|
|
|
|
|
|
#52 |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Feb 2007
شمارگان پیک ها: 443
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 15
![]() |
|
|
|
|
|
|
#53 | |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Mar 2007
شمارگان پیک ها: 769
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 18
![]() |
بازنوشت :
خمینی بعد از انقلاب گفت من هر چه قبلا در مورد ازادی گفته بودم "تقیه"کردک .یعنی دروغ گفتم! در یک سخنرانی که من نوارش را دارم می گوید حضرت علی در یک شب 700 نفر را سر برید و ما هم اگر لازم شود همین کار را می کنیم! در یک سخنرانی دیگرکه باز نوارش را دارم می گوید که ما اول به مردم تعلیم می دهیم و بعد حد می زنیم(یعنی شلاق و اعدام و غیره)یعنی مردم مثل حیوانات هستند! ایا مقامات یک ملت 10 هزار ساله باید اخوندهای عقب مانده باشند؟!!
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf |
|
|
|
|
|
|
#54 | |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
بازنوشت :
آن که با ارفرانس آمد و با ارتحال رفت دیدی که جام زهر بنوشید و لال رفت در کار خدا حیله بنا کرد و خلق کشت از قهر خدا غافل و قعر زوال رفت ********************* اگر شاه با زور نظامی قبر پدرش را نگه داشت ملایان هم با زور و قلدری قبر این خائن به اسلام و ایران و نوکر غرب را نگه داشته اند. اگر آن قبر ویران شد این قبر هم ویران خواهد شد. آن زمان دور نیست. ويرايش توسط افشا : 07-05-29 در ساعت 10:54. |
|
|
|
|
|
|
#55 | |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Apr 2007
شمارگان پیک ها: 3,506
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 46
![]() |
بازنوشت :
خمینی و دکتر معین هم ادعای دمکراسی داشته اند! راستی نمیدانم این دکتر معین جه دکترایی دارد ولی ادم بسیار نادانی است.این آدم ادعا کرده است که در جبهه دمکراسی ما کسانی میتوانند وارد شوند که به اسلام ( ولایت فقیه اسلام ایشان است) اعتقاد باید داشته باشند.اسلام و اصول آن چه ربطی بدمکراسی دارد!اسلام اگر مخالف دمکراسی نباشد موافق آن هم نیست. رضا پهلوی هم ادعای دمکراسی دارد در حالی که فکر میکند پدرانش هم دمکرات بوده اند چون او را و رضا شاه را برای رفتار های غیر دمکراتیک و دیکتاتورانه آنان محکوم نکرده است. بنابراین ادعای دمکراسی داشتن مسئله ای را حل نمیکند باید از آدم های مدعی پرسیدکه منظور شما از دمکراسی نیست. مردم مورد نظر شما چه کسانی هستند و آیا باهم برابرند و یا نه؟ حقوق بشر را قبول داری و یا نه.اصول دموکراسی مورد نظر شما چیست؟ در یک حکومت دمکراتیک قانون اساسی نمیتواند مخالف حقوق بشر باشد.قانون اساسی ملایان مخالف حقوق بشر است. بنابراین باید در مورد دمکراسی بیشتر بدانیم تا با این لفظ مردم ما را نفریبند. ويرايش توسط افشا : 07-05-29 در ساعت 10:53. |
|
|
|
|
|
|
#56 |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Mar 2007
شمارگان پیک ها: 769
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 18
![]() |
![]() چه از نظر فلسفی و چه از نظر سیاسی دخالت دادن ادیان در قانون اساسی و اموزش و دادگستری یک بازگشت به هزاران سال پیش و بدترین نوع دولتمداری است.بخصوص که ما بخواهیم یک فرقه خاص را حاکم کنیم مثل شیعه 12 امامی که حتی در درون اسلام هم این فرقه تنها حدود 6 درصد از مسلمانان جهان را تشکیل می دهد و حتی در داخل خود مذهب شیعه نیز فرقه های گوناگونی وجود دارد. پا را فراتر می گذاریم.هر ایدئولوژی را که بخواهیم بر همه چیز تحمیل و حاکم کنیم استبداد است و باطل.مثلا اگر بخواهیم اندیشه فقط کمونیستی را هم حاکم کنیم فرقی با استبداد مذهبی ندارد.و این دو نیز فرقی با استبداد سلطنتی ندارند.در داخل خود اندیشه چپ هم دهها گرایش و انشعاب وجود دارد که اصلا هم همدیگر را قبول ندارند. پس ما نیاز به یک ظرف و قانون اساسی داریم که همه در ان بتوانند فعالیت کنند بدون اینکه مجبور به کشتن همدیگر باشند!!و این ظرف برای قانون اساسی یک جمهوری پارلمانی است.حتی جمهوری اکثریتی نیز مشکل ما را حل نمی کند.چون قبلا تجربه کردیم دیدیم که حتی گروههای مختلف تحمل نمی کنند که برای 4 سال فقط یک حزب حاکم باشد!برای همین جمهوری پارلمانی به همه گروهها امکان می دهد که به میزان رای مردمی خود در دولت و مجلس سهیم باشند. ما متاسف هستیم که می بینیم بعضی از سلطنت طلبان با همان پولهای دزدی که از ملت ایران برده اند می روند رسانه می زنند و 24 ساعت باز تبلیغ بازگشت استبداد از نوع سلطنت همایونی را می کنند!یعنی می گویند استبداد اخوندی بد است اما استبداد سلطنتی و دست بوسی شاه بهتر است! مجاهدین خلق رجوی نیز مدام تبلیغ می کنند که استبداد اخوندی بد است و استبداد مدل رجوی نیکوست! بعضی گروههای چپ دروغین که اصلا نباید انها را چپ نامید نیز هنوز در اندیشه های قرن 19 و اوایل 20 به سر می برند و خواب استبداد استالینی را می بینند! البته ما احزاب و گروههای عاقل و حق اندیش نیز بسیار داریم.که بعضی از انها در طیف جمهوری خواهان و جبهه ملی ایران حضور دارند. چپ حقیقی باید سوسیال دموکرات باشد.یعنی رفاه اجتماعی برای اقشار پایین جامعه و عدالت اجتماعی را در قالب جمهوری پارلمانی دنبال کند و به رای مردم احترام بگذارد و نخواهد که خودش را تحمیل کند. به نظر می رسد در اینده گروههای چپ یک طیف و حزب گسترده با عنوان حزب سوسیال دموکرات ایران تشکیل بدهند. و احزاب ملی گرا و میانه رو در قالب جبهه ملی ایران متشکل شوند و احزاب راست گرا و محافظه کار نیز در قالب حزب واحد خود متشکل شوند.و این همگرایی برای این خواهد بود که جمهوری پارلمانی متکی به رای مردم است و برای اینکه یک گروهی دارای رای باشد تمایل به ائتلاف با گروههای همراستا با خود پیدا می کند تا حضور بیشتری در پارلمان و دولت داشته باشد. با اموختن از تجربه گذشته و در نظر گرفتن اینده روشن امروز ایران را بر اساس عقل و اندیشه منطقی و مبتنی بر حقایق بسازیم...
__________________
جمهوری پارلمانی سکولار برای ایران http://rivasblog.com/uploads/k/ketab123/11771.pdf |
|
|
|
![]() |
| بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان) | |
| ابزارهاي جستار | جستجوی این جستار |
| شیوه ی نمايش | |
|
|
تاپیک های مشابه
|
||||
| جستار | آغازگر جستار | تالارها | پاسخ ها | واپسین پیک فرستاده شده |
| میدانیم خدا هست | زیبا | فلسفه ، منطق ، عرفان | 359 | 10-02-06 09:19 |
| دموکراسي چيست؟ | Prawda | سیاست ، اقتصاد ، دولت ، جامعه | 91 | 09-10-15 12:14 |
| چرا ولایت فقیه؟ | Prawda | سیاست ، اقتصاد ، دولت ، جامعه | 157 | 09-02-02 23:22 |
| پلیدی مغرضان در آویزان شدن از "تفخیذ" برای کینه توزی! | محمد | اندیشه ها و بررسی های دینی و تاریخی | 22 | 08-12-12 23:56 |
| شناخت و نقد مبانی سکولاریته | sprit | سیاست ، اقتصاد ، دولت ، جامعه | 24 | 08-10-04 01:02 |