|
|
#1 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,584
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 69
![]() |
فهرست مغالطات
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد * مغالطات ابهام مغالطه اشتراک لفظ: استفاده از واژههایی که دارای دو یا چند معنا هستند؛ بدون قرینهای که بر معنای موردنظر دلالت کند. کژتابی یا ابهام ساختاری: به کارگیری جملهای که میتواند به دو یا چندگونه بیان و فهمیده شود. مغالطه ابهام واژه: استفاده از واژههای مبهمی که قابلیت تفسیرهای گوناگون دارند. اهمال سور:عدم ذکر سور قضیه و تلقی آن به عنوان قضیهای کلی تعریف دوری: تعریف دو شیء یا لفظ مبهم به یکدیگر در حالی که برای شناخت هر یک نیازمند به شناخت دیگری باشیم. * مغالطات عدم دقت برای گمراهسازی مغالطه کنه و وجه: معرفی یک صفت یا یک جنبه خاص از یک پدیده به عنوان ذات و اساس آن علت جعلی: معرفی امری که علت نیست یا بخش کوچکی از علت است به عنوان علت اصلی بزرگنمایی: جلوه دادن جنبه یا جنبههای خاصی از یک واقعیت به صورت بزرگتر و مهمتر از آنچه هست کوچکنمایی: جلوه دادن جنبه یا جنبههای خاصی از یک واقعیت به صورت کوچکتر و کماهمیتتر از آنچه هست مغالطه متوسط: مغالطه آماری برای بیان اطلاعات خاص مورد نظر نمودار گمراهکننده: استفاده از نمودارهای مغرضانه برای بیان اطلاعات آماری تصویر گمراهکننده: استفاده نادرست از اندازه تصویری که نشانه دادههای آماری به کار میرود. * مغالطات نقل دروغ: عدم مطابقت خبر با واقعیت توریه: بیان سخنی که معنای آن به ظاهر درست است؛ اما آنچه مخاطب از آن درک میکند نادرست و دروغ است. نقل قول ناقص: نقل گزینشی بخشی از سخنان دیگران بدون توجه به پیام اصلی او در مجموعه سخنانش تحریف: کاستن و افزودن محتوای یک متن تفسیر به رأی یا تفسیر نادرست: تفسیر یک سخن مغایر با اغراض گوینده و موافق با اغراض شخص. مغالطه تأکید لفظی: تکیه و تأکید بر برخی از الفاظ یک قضیه و استنباط معانی که موردنظر گوینده نیست. * مغالطات ادعای بدون استدلال استدلال از راه سنگ: ایجاد زمینهای برای طلب نکردن دلیل از سوی مخالفان و سلب امکان نقادی مدعای موردنظر. اتهام نادانی: ادعای اینکه آن مدعا بسیار واضح و بدیهیاست و نیاز به استدلال ندارد. مسموم کردن سرچشمه: نسبت دادن یک صفت منفی و مذموم به مخالفان آن مدعا یا کسانی که تردید میکنند. مغالطه تلهگذاری: نسبت دادن یک صفت مثبت و ممدوح به موافقان آن مدعا یا مخاطبانی که آن را میپذیرند. مغالطه توسل به جهل: اینکه مدعای موردنظر نفی نشدهاست یا دلیلی برخلاف آن نیست، پس آن درست است. مغالطه طلب برهان: درخواست از مخاطبان که اگر مدعای موردنظر را نمیپذیرند، بر ضد آن دلیل بیاورند. مغالطه طرد شقوق: با ذکر عیوب شقوق مختلف، مطلوبیت شق مورد نظر را اثبات کردن. مغالطه تکرار: تکرار مدعا به جای استدلال برای اثبات آن. فضلفروشی: تظاهر به داشتن کمالات و فضل بسیار برای این که سخن او پذیرفته شود. کمیتگرایی افراطی: استفاده نابهجا از اعداد و ارقام برای نشان دادن دقت زیاد مدعا. مغالطه بیان عاطفی: استفاده از کلماتی با بار ارزشی مثبت به جای استدلالهای موافق یک مدعا و بالعکس. عبارات جهتدار: استفاده از کلماتی با بار ارزشی مثبت و منفی به جای استدلال یک مدعا. مغالطه توسل به احساسات: تأثیر روانی بر مخاطب و استفاده از احساسات و عواطف برای منحرف کردن او از مقام استدلال. تهدید: جایگزین کردن زور به جای استدلال یعنی اگر مدعای موردنظر را نپذیرد، آسیبی به او خواهد رسید. تطمیع: جایگزین کردن منفعتطلبی به جای استدلال؛ یعنی اگر مدعای موردنظر را بپذیرد، نفعی به او میرسد. جلب ترحم: جایگزین کردن ترحم و دلسوزی به جای استدلال؛ یعنی تشویق به پذیرفتن سخن شخص قابل ترحم آرزواندیشی: جایگزین کردن امید و آرزو به جای استدلال. عوامفریبی: استفاده از هیجان جمعی، گرایش به تفاخر به جای استدلال. مغالطه توسل به مرجع: استفاده از نظر افراد مشهور به عنوان حجت و دلیل برای یک مدعا مغالطه تجسم: فرض و گمان یک جسم عینی و خارجی به ازای هر یک از الفاظ و کلمات. مغالطه توسل به احتمالات: بهرهگیری از احتمالات به جای استدلال. مغالطه جزمیگرایی: مطرح کردن مدعا و اجازه ندادن تشکیک در آن. * مغالطات مقام نقد پارازیت: ایجاد وقفه در ارائه یک سخن یا پیام و یا ایجاد مانع در رسیدن آن به مخاطب. اتهام ابهام: مبهم و نامفهوم شمردن سخنی که مبهم نیست. تکذیب نادرست:دروغ و غیرواقعی معرفی کردن یک مدعا سادهانگاری مدعا: پیشپا افتاده تلقی کردن یک مدعا. اتهام مغالطه: مغالطهآمیز معرفی کردن سخنی که مغالطهآمیز نیست، بدون ارائه دلیل برای آن. مغالطه توسل به شخص: نقد گوینده به جای نقد گفته او. توهین: ناسزا و فحش دادن. مغالطه منشأ: اشاره به اینکه سرچشمه و اصل موضوع مورد نقد، از شخصیت مذمومی بودهاست. مغالطه پهلوانپنبه: ترسیم یک مدعای ضعیف و نقد آن به جای نقد مدعای اصلی. مغالطه کامل نامیسر: رد همه راهحلهای موجود با اشاره به نقاط ضعف آنها و یا مقایسه با کامل نامیسر. ارزیابی یکطرفه: تنها به نقاط ضعف یا قوت موضوعی اشاره کردن و نادرستی یا درستی آن را نتیجه گرفتن. مغالطه رد استدلال: از نادرست بودن یا مغالطهآمیز بودن دلیل یک مدعا، نادرستی خود آن را نتیجه گرفتن. مناقشه در مثال: به جای رد مدعا، در مثالها و مصادیق آن تردید کردن. مغالطه تخصیص: رد یک مدعای کلی با اشاره به حالتی خاص و غیرطبیعی که در آن حالت آن مدعا صادق نیست. بهانه: نپذیرفتن سخنی به علت برخی اشکالات جزئی. مغالطه جمع مسائل در مسئله واحد: ادغام سؤالات در سؤالی که مبتنی بر پیشفرضهاییاست که مخاطب قبول ندارد. * مغالطات مقام دفاع عوض کردن موضوع بحث: بحث را به بیراهه کشاندن نکته انحرافی: منتفی کردن زمینه پاسخگویی با یک نکته بیربط شوخی بیربط: استفاده از طنز و لطیفه برای پوشاندن ضعف خود و تشویش اذهان عمومی. مغالطه توسل به واژههای مبهم: در مقام توجیه یک مدعای نادرست، به تفسیر دلخواه از واژههای مبهم پرداختن. توسل به معنای تحتاللفظ: در مقام توجیه یک سخن، مطرح کردن این ادعا که منظور اصلی معنای تحتاللفظ برخی از واژهها بوده، نه معنای متبادر به ذهن. مغالطه تغییر تعریف: در مقام توجیه یک سخن، مطرح کردن این ادعا که از برخی واژهها معانی خاص دیگری مورد نظر بودهاست. مغالطه تغییر موضع: در مقام توجیه یک سخن، مطرح کردن این ادعا که آن سخن از دیدگاه و نقطهنظر خاصی بیان شدهاست. مغالطه استثنای بیاهمیت: پذیرش مثال نقض، اما غیرمهم و بیتأثیر جلوه دادن آن. مغالطه از طریق تخطئه مخاطب: اشاره به اینکه خود منتقد هم مرتکب همان خطایی شده که از آن انتقاد میکند. تبعیضطلبی: درخواست این که ملاکهای نقد مدعای او با ملاک نقد مدعای دیگران متفاوت باشد. مغالطه حفظ پیشفرض: بیتوجهی به شواهد خلاف و اصرار بر مدعا. پذیرش ظاهری نقد: اشاره به انتقاد و پذیرش ظاهری آنها و باقی ماندن بر مدعای خطا * مغالطات صوری عدم تکرار حد وسط: تکرار نشدن حد وسط به طور کامل و دقیق مغالطه وضع تالی: در یک قضیه شرطی، با فرض تالی، تحقق مقدم را نتیجه گرفتن. مغالطه رفع مقدم: ئر یگ قضیه شرطی، با رفع مقدم، وضع تالی را نتیجه گرفتن. مغالطه مقدمات منفی: نتیجهگیری از قیاسی با مقدمتین سالبه. مغالطه مقدمات ناسازگار: استنتاج از قیاس دارای مقدمتین متناقض. مغالطه افراد غیرموجود: از قضایای کلی، نتیجه جزئی گرفتن. ایهام انعکاس: برای موجبه کلیه، عکس کلیه و برای سالبه جزئیه، عکس قائل بودن. سوء تألیف: تعمیم یافته بودن حدی موضوع یا محمول در نتیجه، بدون تعمیم آن در مقدمات قیاس و نیز استنتاج از قیاسی که حد وسط آن در هیچ یک از دو مقدمه تعمیمیافته نیست. * مغالطه در استدلال پیش فرض نادرست سنتگرایی: هر پدیده یا عقیده به یادگار مانده از گذشته، درست و پذیرفته است و هر عقیده بیسابقه، مردود و نادرست است. تجددگرایی: هر پدیده یا عقیده نو و جدید، مقبول و درست است و هر عقیده به یادگارمانده از گذشته مردود است. فقرگرایی یا توسل به برتری فقر: افراد فقیر و تهیدست دارای شخصیت مثبت و افکار درست هستند. ثروتگرایی یا توسل به برتری ثروت: افراد ثروتمند و متمول دارای شخصیت مثبت و افکار درست میباشند. مغالطه توسل به اکثریت: هر موضوعی که اکثریت مردم نسبت به آن موافق باشند، درست است. مغالطه علت شمردن مقدم: در دو حادثه متوالی، حادثه اول، علت حادثه دوم است. مغالطه علت شمردن مقارن: دو دو حادثه همزمان، یک حادثه، علت حادثه دیگر است. مغالطه ترکیب: اگر اجزای مجموعهای دارای وصفی باشند، کل آن مجموعه نیز دارای آن وصف خواهد بود. مغالطه تقسیم: اگر کل مجموعه دارای وصفی باشد، اجزای آن مجموعه نیز دارای همان وصف هستند. مغالطه میانهروی: در هر بحثی با دو نظریه یا طرح مخالف، باید نظر میانه را انتخاب کرد. مغالطه قمارباز: در وقوع یک امر محتمل، نتیجه مراتب قبلی در مراتب بعدی مؤثر است. * مغالطه ربطی مغالطه مضمر مردود: ذکر نکردن یکی از مقدمات که در واقع نادرست است. مغالطه فصل امر: استفاده از قیاس استثنایی منفصله در حالی که قضیه شرطیه منفصله، حقیقیه یا مانعةالخلو نیست. ذوالحدین جعلی: میان مقدم و تالی قضایای شرطی، رابطهای وجود ندارد و یا قضیه فصلی، حقیقی نیست. خلط نسبت: استفاده از نسبتهای غیرمتقارن و غیرمتعدی به عنوان نسبتهای متقارن و متعدی مغالطه دلیل نامربوط: استنتاجی که در آن نتیجه منطقی مقدمات نسبت به نتیجه گرفته شده، اعم، اخص یا مباین باشد. مصادره به مطلوب: استفاده از نتیجه در مقدمه استدلال. استدلال دوری: به کار بردن مقدمهای که صحت آن وابسته به صحت نتیجه استدلال است. تعمیم شتابزده: صادر کردن حکم کلی با نمونه ناکافی مغالطه آماری پنداشت پرسش مغالطه تمثیل: تسری دادن حکم یک چیز به چیزی دیگر که در صفتی شبیه چیز اول باشد. منبع: دانشنامه ی ویکی پدیا، فهرست مغالطات (به نقل از کتاب منطق کاربردی، نوشته ی سید علی اصغر خندان) نسخه ی انگلیسی: http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_fallacies
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
|
|
#2 |
|
جهان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: غرب
شمارگان پیک ها: 5,584
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 69
![]() |
مهر ورزیده و جستار فهرست سفسته ها ( مغاطلات) در تالار دانش و فلسفه و منطق را : ٢- به سر تالار دانش و فلسفه و منطق میخ كنید ١- فروببندید ( قفل كنید)
__________________
خـِرد، زنده ی جـاودانی شـناس * خـِرد، مـایه ی زنـدگانی شـناس چنان دان هر آنكس كه دارد خرد * روان را به دانــش هـمی پـــرورد
|
|
|
![]() |
| بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان) | |
| ابزارهاي جستار | |
| شیوه ی نمايش | |
|
|
تاپیک های مشابه
|
||||
| جستار | آغازگر جستار | تالارها | پاسخ ها | واپسین پیک فرستاده شده |
| اسلام و خشونت | fadaki | اندیشه ها ، مکاتب ، ادیان | 109 | 08-01-21 07:41 |