|
|
#3 |
|
جان افروز
گاه ِ نام نویسی: Dec 2006
محل زندگی: بهشت زمین .... ایران ...
شمارگان پیک ها: 1,953
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 33
![]() |
شالوده ساختار فکری نظامهای سکولار (بر خلاف ادعا) ، بر بی اعتقادی به قیامت و بی اثر انگاشتن حضور خدا در زندگی انسانها است ... البته برای فریب عوام ، "بتی" ذهنی و بسیار محترم ، اما خنثی (passive) و بی اثر را به خلق الله قالب می کنند ... بتی که هر کسی میتواند خودش آن را در ذهن خود بتراشد ... آنگاه به عبادت آن بپردازد ... با نامی جعلی و غصبی "خدا" یا "الله" یا " پدر" یا هر نام جایگزین دیگر ... غصبی ... چون این موجود ذهنی ، هیچ نسبتی با آن موجود حقیقی ندارد و صرفا برای تخدیر به کار می رود ... با این جهانبینی ، دیگر هیچکس دورتر از نوک بینی خود را نخواهد دید ... و هیچ آینده یی برایش هیچ مفهومی نخواهد داشت ... جز همان که "بتگر" به او می نمایاند ... همانگونه که از گذشته نیز چیزی نمی بینند ... جز همان چیزی که "بتگر" می خواهد ... "بتگر" مذکور ، معمولا گذشته آنها را هم با طعمی تخدیری به خورد آنها می دهد ... به گذشته خود که می نگرند ، به جای درس گرفتن ، سرشار از یک غرور کاذب شده و هرگز به فکر اصلاح اشتباهات خطرناک نیاکان خود نخواهند افتاد و همچنان مانند آنها (شاید هم شدیدتر) به خدمت به صاحبان خود ادامه خواهند داد .... چنین افرادی ، به درد حکومتهایی می خورند که به "بت" خودساخته این بیچاره ها احترام کافی بگذارند .... اما با تحمیق هرچه بیشتر آنان ، از آنها مثل برده هایی بی فکر اما پر سود استفاده کنند ... در عوض ، مدام به آنها مواد لازم تزریق کرده و تخدیرشان کنند .... اعتیاد به شنیدن مکرر واژه های دلنشین و آرامبخشی (مخدری) چون : آزادی = به هیچ چیز پایبند نبودن ، لاقیدی و بی اخلاقی ... دموکراسی = حکومت رسانه بر مردم ، و رأی بوقچی ها را از مردم گرفتن ... رفاه = مادیگرایی و مشغول شدن به بازیچه های زندگی ... توسعه و مدرنیسم = ایجاد رعب در دل فریب خورده ها ، با ارتجاعی قلمداد کردن اعتقادات دینی و اخلاقی و باور به قیامت ... و ... این دو لازم و ملزوم همند ... حکومتهای سکولار (فی الواقع ، برده دار) ... و مردمی آزاد (بی بند و بار) ... نتیجه : چاقی روز افزون بتگرها (صاحبان زر و زور و رسانه) با استثمار دیگر اقشار و ملل جهان ... و دلخوش بودن آن نگون بختها به نانی (رفاه مادی) و دکانی (عناوینی فریبنده و احترامهایی در حد سود آور بودن) ... بدون احساس نیاز به انسان بودن و انسان زیستن و بی داشتن هیچ شرف و جایگاهی انسانی ... درست چونان گوسپندانی در چراگاهی سرسبز .... راه برون رفت : آشنا کردن همه اقشار و ملل جهان ، از حقوق انسانی و قدرت ذاتی خود در انتخاب راه ، و تشویق آنان برای ترک این مخدر ضد بشری ...
__________________
ترا پاسبان است چشم تو و من ـ همي خفته مي بينم اين پاسبان را سمند تو زي پرتگاه از چه پويد ـ ببين تا بدست كه دادي عنان را
|
|
|
|
| بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان) | |
| ابزارهاي جستار | |
| شیوه ی نمايش | |
|
|