|
|
#1 |
|
آشنای دیرین
گاه ِ نام نویسی: Nov 2006
شمارگان پیک ها: 539
Thanks: 0 Thanked 0 Times in 0 Posts نیروی تلاش و پیشینه: 19
![]() |
بسمه تعالی
گفتگو و پرسش و پاسخ در مورد فلسفه احکام و قوانین و مقررات اسلامی، از مهم ترین بحث هائی است که امروزه با آن سر و کار داریم هرکس از خود مىپرسد ما چرا باید نماز بخوانیم؟ به زیارت خانه خدا برویم؟ چرا رباخوارى در اسلام حرام است؟ تحریم خوردن گوشت خوک چه فلسفهاى دارد؟ جواز تعدد زوجات در اسلام براى چیست؟ و علت تحریم ظروف طلا و نقره و مانند اینها چه مىباشد؟ ... آیا ما چنین حقی داریم که از فلسفه احکام الهی سوال کنیم یا نه؟ و آیا ما می توانیم فلسفه احکام را درک کنیم یا خیر؟ برخی معتقدند که ما نباید دنبال فلسفه احکام برویم و بعضی بالعکس، درک فلسفه احکام را ضروری می دانند. بحث از فلسفه احکام و قوانین و مقررات اسلامى، از مهمترین بحث هایى است که امروزه با آن سروکار داریم و قسمت قابل توجهى از پرسش ها و پاسخ هاى ما را تشکیل مىدهد. مطالعه متون اسلامى - قرآن و احادیث پیامبر (ص) و ائمه (ع) و گفتگوهاى اصحاب و یاران آنها - نشان مىدهد که همواره بحث از فلسفه احکام در میان آنها رایج بوده است و باید هم چنین باشد؛ زیرا روش قرآن را یک روش استدلالى و منطقى آزاد مىدیدند و به خود حق مىدادند در مباحث مربوط به احکام نیز از این روش استفاده کرده و سؤال از فلسفه حکم کنند. اصولا اسلام خدا را چنین معرفى مىکند: وجودى است از نظر علم و قدرت بی نهایت و بى نیاز از همه چیز و همه کس، و همه کارهاى او روى حکمت خاصى است - چه بدانیم و چه ندانیم - عبث و لغو و لهو درکار او راه ندارد و پیامبران را براى تعلیم و تربیت و دعوت به سوى حق و عدالت فرستاده است. چنین معرفى از «خدا» ما را به سؤال از فلسفه احکام و اسرارى که طبعا در زندگى و سعادت و سرنوشت ما دارد تشویق مىکند. اگر تصور کنیم روش قرآن فقط استدلال در «اصول دین» و مسائل عقیدتى است نه «فروع دین» و «مسائل علمى»، اشتباه کردهایم. زیرا مىبینیم قرآن مثلا پس از تشریع روزه ماه مبارک رمضان مىگوید: «لعلکم تتقون؛ تا شاید شما تقوا پیشه کنید» [سوره بقره، آیه 9] و به این ترتیب فلسفه آن را پرهیز از گناه ذکر مىکند که در پرتو این ریاضت مخصوص اسلامى، تسلط بر نفس و هوسهاى سرکش حاصل مىگردد. در مورد مسافران و بیماران که از حکم روزه مستثنا هستند، مىگوید: «یرید اللَّه بکم الیسر ولایرید بکم العسر؛ خداوند راحتى شما را مىخواهد، نه زحمت شما را.» [سوره بقره، آیه 185] و فلسفه آن را نفى عُسر و حرج و مشقت ذکر مىکند. در مورد تحریم قمار و شراب مىگوید: «انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوة و البغضاء فى الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر اللَّه و عن الصلوة فهل انتم منتهون؛ شیطان مىخواهد به وسیله شراب و قمار، در میان شما عداوت و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد. آیا (با این زیان و فساد و با این نهى اکید) خوددارى خواهید کرد؟!» [سوره مائده، آیه 91] در مورد خوددارى از نگاه به زنان بیگانه مىگوید: «ذلک ازکى لهم؛ این براى آنان پاکیزهتر است.» [سوره نور، آیه 30] در مورد «فىء» (قسمتى از اموال بیت المال) و علت اختصاص آن به بیت المال و صرف آن در مصارف مورد نیاز عمومى، مىفرماید: «کى لایکون دولة بنى الاغنیاء منکم؛ تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.» [سوره حشر، آیه 7] و موارد زیاد دیگر... در احادیث پیامبر (ص) و ائمه هدى (ع) نیز موارد بسیار زیادى دیده مىشود که پیشوایان اسلام بدواً یا پس از پرسش مردم، به ذکر اسرار و فلسفه احکام پرداختهاند و کتاب معروف علل الشرایع (دلایل و فلسفه های احکام) تالیف محدث بزرگوار مرحوم شیخ صدوق - همان طورى که از نامش پیداست - مجموعهاى از این گونه اخبار و مانند آن مىباشد. بنابراین، هنگامى که مىبینیم قرآن مجید و پیشوایان اسلام در موارد زیادى به بیان فلسفه و اسرار احکام مىپردازند، دلیل بر این است که چنین حقى را به ما دادهاند که در این باره به بحث بپردازیم، در غیر این صورت مىبایست مردم را صریحا از غور و بررسى و دقت در این قسمت ممنوع سازند. تا اینجا نتیجه مىگیریم: طرز برداشت اسلام از مسائل دینى بطور کلى، و باز بودن راه و باب استدلال در همه آنها، و نیز روش مسلمانان و یاران پیغمبر و ائمه (ع) در خصوص اسرار احکام، چنین حقى را براى ما محفوظ داشته است. اگر تصور شود ذکر فلسفه احکام ممکن است از اهمیت و قاطعیت و عمومیت آنها بکاهد اشتباه است؛ بلکه به عکس با اشباع کردن عقل و روح انسان، احکام را داخل در زندگى او و جزء ضروریات و نیازمندیهاى وى مىسازد که نه تنها به عنوان تعبد خشک، بلکه به عنوان یک واقعیت شناخته شده از آن استقبال خواهد کرد. از سوى دیگر مىدانیم معلومات ما،هر قدر هم با گذشت زمان پیش برود باز هم محدود است، ما همه چیز را نمىدانیم، اگر مىدانستیم لازم بود قافله علم و دانش بشر فورا متوقف گردد؛ زیرا به پایان راه رسیده بود و این نادانیهاى ماست که دانشمندان بشر را به تلاش و کوشش دائمى براى یافتن «نایافتهها» و کشف «مجهولات» وا مىدارد. بلکه آنچه مىدانیم در برابر آنچه نمىدانیم، قطرهاى در برابر دریا و یا سطرى از کتابى بسیار عظیم و بزرگ است. حتى در میان مجهولات ما چیزهاى بسیارى است که اگر هم معلم و استادى براى شرح آن از جهانى مافوق جهان ما بیاورند، باز ما استعداد درک آن را نداریم؛ همان طور که بسیارى از مسائل علمى امروز اگر براى انسانهاى هزار سال پیش شرح داده مىشد اصلا قدرت درک آن را نداشتند، تا چه رسد که بخواهند با پاى عقل و فکر خود به سوى آن بروند. این را نیز مىدانیم که احکام و دستورات آسمانى از علم بى پایان خداوند سرچشمه مىگیرد، از مبدئى که همه حقایق هستى پیش او روشن است و گذشته و آینده و غیب و شهود براى او مفهومى ندارد، بلکه از همه چیز بطور یکسان آگاه است. آیا با توجه به حقایق فوق، مىتوانیم انتظار داشته باشیم که فلسفه همه احکام را درک کنیم؟ اگر چنین بود چه نیازى به پیامبران براى تشریع احکام داشتیم؟ خودمان مىنشستیم و آنچه صلاح و مصلحت بود تصویب مىکردیم و این همه در سنگلاخ هاى زندگى سرگردان نمىشدیم! وانگهى مگر ما همه اسرار آفرینش و تمامى موجودات جهان و قوانینى که بر آنها حکومت مىکند و فلسفه وجودى هر یک را مىدانیم؟ احکام تشریعى جدا از حقایق آفرینش و تکوین نیست، اطلاعات ما در هر دو قسمت محدود است. از مجموع این بحث چنین نتیجه مىگیریم که: ما فقط به اندازه اطلاعات و میزان معلومات بشرى در هر عصر و زمان مىتوانیم فلسفه و اسرار احکام الهى را دریابیم، نه همه آنها را؛ و اصولا با عمق و وسعت آن دستورات و محدودیت علم ما، نباید غیر از این انتظار داشته باشیم. مفهوم این سخن این است که هرگز نمىتوانیم اطاعت از این دستورات و احکام را مشروط به درک و فهم فلسفه آنها کنیم، زیرا در این صورت ادعاى علم نامحدود براى خود کردهایم و دانش خود را در سطح دانش پروردگار آوردهایم و این با هیچ منطقى سازگار نیست. ما درباره فلسفه احکام الهى بحث مىکنیم تا به ارزش و اهمیت و آثار مختلف آنها آشناتر شویم، نه براى این که ببینیم آیا باید به آنها عمل کرد یا نه. این مساله درست به این مىماند که ما از پزشک معالج فوق تخصص خود، توضیحاتى درباره فواید و چگونگى تاثیر داروهایى که براى ما تجویز کرده بخواهیم تا آگاهى بیشترى به آن پیدا کرده و عملکرد بهتری در مورد مصرف دارو داشته باشیم، نه این که به کار بستن دستورات آن پزشک و خوردن داروها، مشروط به توضیحات قانع کننده او باشد، زیرا در این صورت باید خود ما هم طبیب باشیم! منظور از بحث و بررسى درباره اسرار احکام این نیست که آسمان و ریسمان را به هم ببافیم و براى احکام و دستورات عالى مذهبى با یک مشت تخیلات و حدس و گمان، فلسفه هایى سر هم کنیم و مثلا نماز را یک نوع ورزش سوئدى و اذان را وسیلهاى براى تقویت تارهاى صوتى و روزه را منحصرا رژیمى براى لاغر شدن و حج را وسیلهاى براى کمک مالى به بادیه نشینیان عرب و رکوع و سجود را دستورى براى بهداشت ستون فقرات و پیشگیرى از بیمارى سیاتیک بدانیم! نه، منظور هرگز این نیست؛ زیرا این فلسفه بافی هاى تخیلی و مضحک، نه تنها کسى را به دستورات علاقهمند نمىسازد، بلکه وسیله خوبى براى از بین بردن ارزش و بى اعتبار جلوه دادن آنها خواهد بود.
__________________
مــلکــا ذکر تو گویم که تو پاکی و خـدایی - نــروم جـز به هـمـان ره که تــوام راهــنمــایی همه عزیّ و جلالی، همه علمی و یقینی - همه نوری و سروری، همه جودی و سخایی |
|
|
|
| بینندگان جستار: 1 (0 کاربر و 1 میهمان) | |
| ابزارهاي جستار | |
| شیوه ی نمايش | |
|
|